داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«ارباب عشق» داستانی خیالی از پیمودن راه عشق توسط آیروپ و کشف راز و رمزهای آن در برخورد با انسانهایی است که گامهایی در مسیر عشق برداشتهاند. آیروپ در دهکدهای به همراه خانواده زندگی میکرد. زندگی آیروپ ساده و همراه با اعمال تکراری مثل خوردن، خوابیدن و کارکردن میگذشت. اما ندایی درونی به او گفت که باید زندگیاش را در قالب هدف بزرگتری ادامه دهد. یک شب غربت مبهمی در دلش نشست و از صمیم قلب زمزمهای کرد که زندگیاش را به کلی تغییر داد و از خداوند راه رهایی را طلب کرد و در خلسة شگرفی فرو رفت. در این حالت دختری به نام ملانم که همة شگفتی و زیبایی در نگاه و تبسم او موج میزد به نزد آیروپ آمد و به او گفت که مسیر رسیدن به مقصد عشق است. بدینترتیب آیروپ سفری پر از ماجراهای رنگارنگ را در پیش گرفت؛ سفری که راه رسیدن به خداوند و تمام خوبیها را برای او به ارمغان میآورد.