داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«مهتاب» دختری 32 ساله و دبیر ریاضی است. او بعد از مرگ مادر، با برادرخواندة خود، که از کودکی با هم بزرگ شدهاند، تنها میماند. علیرغم ظاهر بیتفاوت و کشمشهای هر روزه، مهتاب و معین به همدیگر علاقمند هستند. اما مهتاب به علت تفاوت سنی همواره شور و اشتیاق خود را پنهان میکند تا این که معین به طور رسمی از او خواستگاری میکند. مهتاب در جدال بین عقل و عشق پیروز میشود. او سرانجام در حالی که ازدواج معین با دختری شایسته به نام «سمانه» را تدارک میبیند، از زندگی او بیرون میرود.