داستانهای اجتماعی داستانهای کودکان و نوجوانان داستانهای آموزنده
داستانهای اجتماعی داستانهای کودکان و نوجوانان داستانهای آموزنده
کتاب مصور حاضر داستاني اجتماعي و آموزنده است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان پسري به نام «فرزاد» که حوصلهاش سر رفته است، در کوچه در حال قدم زدن است. او بهطور اتفاقي پسري را ميبيند که يک سيني پر از ظرفهاي شلهزرد در دست دارد و آنها را پخش ميکند. «فرزاد» با عجله بهطرف خانهاي رفت که پسر از آن بيرون آمده بود. در حياط يک ديگ بزرگ شلهزرد بود که چند زن و بچه در اطراف آن ايستاده بودند.