افسانههای عامه هزار و یکشب - اقتباسها
افسانههای عامه هزار و یکشب - اقتباسها
این داستان مصور، داستانی اقتباسی از داستانهای «هزار و یکشب» است که در آن شاهزاده جوانی به نام «جانشاه» در اثر یک حادثه مجبور میشود در شکم یک الاغ مرده پنهان شود. پرندهای لاشه الاغ را به دهان گرفته و در بالای یک کوه فرود میآید. جانشاه شکم الاغ را پاره کرده و به بیرون میپرد. آنجا پر از جسد انسانهای مختلف است. جانشاه درصدد نجات خود دریچهای روشن را در کوه مییابد که با دنبال کردن آن به دشتی سرسبز میرسد. در آن دشت با آشنا شدن جانشاه با پادشاه پرندگان سرنوشت جانشاه تغییر میکند.