داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
رمان حاضر، با موضوع عاشقانه، قصّة عشق دختری به نام «نگار» است. «نگار» دختر زیبایی است که در شرکت عمویش، «تهران» با فردی به نام «مزدا» آشنا شده و عشق را با وجود وی تجربه میکند. «مزدا» به دلایلی مدّتی ناپدید میشود و «نگار» را در حالت بهت و انتظار قرار میدهد. «نگار» با فردی به نام «احسان» ازدواج میکند و ثمرة ازدواج وی پسری به نام «کیان» است. در مدّت زندگی مشترک، «احسان» که فردی لایق است، با محبتهای بیدریغ خود سعی دارد عشق خود را به «نگار» ثابت کرده و او را از گذشته بیرون آورد. در همین زمان که «کیان» پنج ساله است، روزی «نگار» به طور اتّفاقی به شرکت «مهران» میرود و دوباره «مزدا» را دیدار میکند و با این دیدار خاطرات گذشته در وی زنده میشود. در نهایت رفتارهای «احسان» باعث میشود «نگار» چشم به روی حقیقت عشق «احسان» گشوده و زندگی نو همراه با عشق واقعی را در کنار وی ادامه دهد.