ضرورت آموزش شیوههای صحیح مطالعه در مدارس / نسرین عراقی بصیری
مهمترین کار برای دانشآموزان، مطالعه کتابهای درسی است که این کار مهارت میخواهد ولی در مدارس، شیوه صحیح مطالعه را به دانشآموزان یاد نمیدهند. این مشکل هم از اینجا نشأت میگیرد که بسیاری از دبیران با این شیوهها آشنایی کامل ندارند ولی در صورتی که آموزش و پرورش دورههایی را برای تدریس شیوههای صحیح مطالعه و کسب مهارتهای لازم برای مطالعه کتابهای درسی در نظر بگیرد، قطعا دانشآموزان هم با شیوههای صحیح مطالعه آشنا میشوند. به منظور آشنایی با این شیوهها با اسرافیل سلیمی، دبیر ادبیات و فناوری دبیرستان جابربنحیان در منطقه پنج تهران با بیش از سی سال سابقه تدریس در آموزش و پرورش، لیسانس ادبیات و مدرس فناوری در کلاسهای ضمن خدمت منطقه، حافظپژوه و مدرس این حوزه با سابقه تدریس در انجمن ادبی مهر به گفتوگو نشستیم.
آیا شیوه صحیح مطالعه در مدارس به دانشآموزان آموزش داده میشود؟
متاسفانه آموزش و پرورش بهرغم اینکه در سالهای اخیر بارها مفاهیم و مضامین کتب درسی را تغییر داده ولی هیچگاه آموزش شیوه صحیح مطالعه را به دانشآموز یاد نداده و در واقع مدرسان و دبیران هم آموزشهای لازم در این حوزه را ندیدهاند. اگر کسی شیوه صحیح مطالعه را در مدارس پیگیر باشد و آموزش دهد؛ به این دلیل است که خودش در این زمینه آگاهی و مطالعه داشته و مایل است این مهارت را به دانشآموزان منتقل کند، در غیر این صورت چنین آموزشی به طور عام در مدارس تهران انجام نشده است.
آموزش شیوه صحیح مطالعه در مدارس چگونه باید باشد؟
شیوههای گوناگونی از سوی کارشناسان فن مطالعه پیشنهاد شده و یکی از این شیوهها این است که دانشآموز وقتی مطالعه میکند، اهم مطالب را به صورت نکتههای کوچک یادداشتبرداری کند و در نهایت پس از مطالعه به این یادداشتها مراجعه و آنها را با تکرار از حافظه کوتاهمدت به حافظه بلندمدت منتقل کند که این یکی از شیوههای متداول و رایج در مطالعه است، صرفنظر از اینکه مطالعه درسی یا غیردرسی باشد. در واقع در مراجعه به هر متن مکتوبی، برای اینکه خواننده حظ فکری و روحی لازم را از متن ببرد و مفاهیم و مضامین آن متن را درک کند، در درجه نخست باید متن را با تامل و تعمق بخواند، سپس از مطالب خواندهشده یادداشتبرداری و در نهایت به این یادداشتها مراجعه کند که در اثر تکرار، مطالب در حافظه بلندمدت ثبت و موجب میشود دانشآموزان مفاهیم را بهتر و عمیقتر درک کنند.
چالش اصلی سیستم آموزشی موجود در این حوزه را در چه میبینید؟
متاسفانه در نظام آموزشی کشور از مقطع ابتدایی، آنچه به بچهها آموزش داده میشود، تفهیم این مسأله است که محفوظات ذهنی صرف، ارزشمندند نه درک مطالب. اگر دبیران، دانشآموزان را با آموزش شیوههای صحیح مطالعه به سمتی سوق دهند که به درک مفاهیم و مضامین نائل شوند نه صرفا حفظ مطالب، گامی بزرگ در حوزه آموزش مهارتهای مطالعه کتابهای درسی برداشته میشود.
تقویت چه مهارتهایی به ارتقا و بهبود شیوههای صحیح مطالعه و فهم مطالب کمک میکند؟
دانشآموز ملزم است کتاب درسی را بخواند بنابراین برای اینکه وقت کمتری صرف کند و بهره بیشتری ببرد، باید از روشهای صحیح مطالعه تبعیت کند. بسیاری مواقع دانشآموزان از شیوههای صحیح مطالعه اطلاعی ندارند و دبیران باید این شیوهها را به آنان بیاموزند و به آنان یادآور شوند که با استفاده از این روش بهره بیشتری از خواندن مطالب درسی میبرند ولی متاسفانه اکثر همکاران از ابتدا به روشهای سنتی عادت کردهاند و این آموزش انجام نمیشود. در واقع آن چیزی که در حال حاضر کمبودش آن در نظام آموزشی ما احساس میشود، این است که دبیران باید دوره آموزشهای مقدماتی درباره شیوه صحیح مطالعه را بگذرانند تا بتوانند این روشها را در کلاس به دانشآموزان منتقل کنند ولی متاسفانه مقاطع گوناگون تحصیلی که اکنون در نظام آموزشی وجود دارند، با یکدیگر هماهنگ عمل نمیکنند، به عنوان مثال زبان نوشتاری اکثر دانشآموزان بسیار ضعیف است و اغلب در نوشتن گزارشهای کاری یا انشاء دچار مشکلند که این مشکل به شیوههای نادرست تدریس بهویژه حوزه ادبیات فارسی مرتبط است که همچنان در نظام آموزشی اعمال میشود، حتی دانش نگارش دانشآموزان مشکل دارد و یکی از دلایل ضعف دانشآموزان در املا این است که صحیح خواندن را نیاموختهاند. یکی از شیوههای قدیمی که در روانشناسی یادگیری جدید منسوخ شده، این بود که دانشآموز در نوشتن هر لغتی که اشکال داشت، چندین نوبت آن را مینوشت ولی در شیوه جدید نیازی به این کار نیست و کافی است دانشآموز متن را با صدای بلند و رسا به دفعات بخواند تا جایگاه کلمه را در جمله بیاموزد. ممکن است لغتی به چند صورت نوشته شود که با توجه به متن، مفاهیم ویژهای داشته باشد. در روانشناسی جدید بر این عقیدهاند که دانشآموزانی که املا و زبان نوشتاریشان ضعیف است باید متون هریک از موضوعهای درسی را با صدای بلند و رسا بارها بخوانند که این موجب میشود زبان نوشتاریشان تقویت شود. یکی از دلایل ضعف دانشآموزان در زبان نوشتاری این است که شیوه صحیح خواندن را نمیدانند. در کلاسهای درسی وجه مشترک تمامی دانشآموزان هنگام خواندن، تندخوانی و بدون تامل خواندن است و این مشکل از مقطع ابتدایی آغاز و تا دوره دبیرستان هم ادامه دارد. در دبیرستان اگر دبیر ادبیات بخواهد شیوه صحیح را اعمال کند، ماهها طول میکشد تا دانشآموز به این شیوه جدید عادت کند چرا که در مقطع قبلی بر اساس شیوههای نادرست آموزش دیدهاند.
برای رفع این معضل چه راهکاری توصیه میکنید؟
باید شیوه صحیح خواندن و بلندخوانی به ویژه در جمع را به دانشآموز یاد داد و جایگاه معانی کلمات در جمله مشخص شود. در این صورت املا و زبان نوشتاری دانشآموزان تقویت میشود.
برای اصلاح شیوههای نادرست مطالعه کتب درسی، تکرار خواندن مطالب درسی کفایت میکند یا به مطالعه غیردرسی هم نیاز است؟
سرانه مطالعه در کشور بسیار پایین است و مطالعه به شکل فرهنگ رفتاری درنیامده. بر اساس آمار حتی بزرگسالان هم سهم زیادی در کاهش میزان مطالعه نوجوانان دارند، به همین دلیل نمیتوانیم از بچهها انتظار داشته باشیم به سمت مطالعه آزاد بروند. ایجاد فرهنگ مطالعه در نوجوانان زمانبر است و مادامی که ضرورت مطالعه غیردرسی احساس نشود، تحقق عینی پیدا نمیکند. صرفنظر از مقاطع گوناگون سنی، ضرورت زمانی احساس میشود که پرسش در ذهن هر فرد مطرح شود و طبیعی است که فرد برای یافتن پاسخ باید به منابعی دسترسی بیابد. اگر بخواهیم در این حوزه فرهنگسازی کنیم و در درازمدت جوابگو باشد، باید از طریق جراید بهویژه وسایل ارتباط جمعی سمعی و بصری برای مخاطب سوال ایجاد و پرسشهای گوناگونی را برایشان مطرح کنیم.
چگونه میتوان دانشآموز را برای یافتن پاسخها به مطالعه صحیح ترغیب کرد؟
روشهای مطالعه صحیح فرع مسألهاند. ابتدا باید ضرورت مطالعه احساس شود، سپس فردی که تصمیم میگیرد مطالعه کند به این نتیجه میرسد که باید وقت کمتری صرف کند و بهره بیشتری ببرد. اینجاست که به دنبال روشهای صحیح مطالعه میرود. مادامی که ضرورت مطالعه احساس نشود، صحبت از روشهای مطالعه منتفی است. یعنی دانشآموز زمانی که به مطالعه علاقهمند میشود، دنبال شیوههای صحیح مطالعه میرود بنابراین اصل قضیه باید پذیرفته شود و زمانی این حالت بروز میکند که احساس نیاز باشد و احساس را هم باید با پرسش به وجود آورد. حتی با دیدن یک فیلم ممکن است پرسشهایی مطرح شوند که فرد مدتها به آنها بیندیشد. در این حالت، معرفی کتابی که مرتبط با این پرسشهاست، احساس نیاز به مطالعه را در وی برمیانگیزد بنابراین صرفا با پند و اندرز، مشکل حل نمیشود. در فرهنگ ما مفاهیم و مضامین زیادی وجود دارند که طرح هریک از آنها و نظرخواهی دربارهشان احساس نیاز به مطالعه را ایجاد میکند. در بسیاری مواقع هم افراد پرسشها را پس میزنند و دریچههای ذهنشان را به روی آنها میبندند. مادامی که این دریچهها بسته باشند، ضرورت نیاز به مطالعه احساس نخواهد شد. مطالعه هم فقط خواندن کتاب نیست. حتی حرفهایی که مکتوب میشوند، ارزشمندتر میشوند. کتاب و مطالب مکتوب چیزی نیستند جز همان حرفهای شفاهی که در ذهنها بوده و مکتوب شدهاند پس مطالعه صرفا مختص به کتاب نمیشود، چه بسا شرکت در همایشی که فردی فرهیخته، ادیب یا سخنور صحبت میکند، مطالعه است یعنی صرف گوش دادن به مطالب شفاهی است که در کتاب مکتوب میشود.
چرا وقت زیادی برای مطالعه کتاب درسی صرف نمیشود؟
دلیل اصلی پایین بودن سرانه مطالعه در جوانان، این است که در سالهای اخیر در استفاده از وسایل ارتباط جمعی، رایانه و... افراط شده، تا حدی که بیش از وقتی که باید برای مطالعه کتب درسی بگذارند صرف استفاده از این وسایل میکنند. این نکتهای مهم، قابلتامل و نیازمند بررسیهای کارشناسانه دقیق است تا هرچه سریعتر راهکارهای مقابله با این روند رو به رشد ارایه شوند.
ایجاد انگیزه مطالعه با مهارت آموزگار چقدر مرتبط است؟
آموزش شیوه صحیح مطالعه اعم از کتابهای درسی و مطالب غیردرسی و مراجعه به کتابهای علمی و مدونی که در این حوزه نگاشته شدهاند، میتواند به فرد در انتخاب بهترین شیوه مطالعه کمک کند. البته فصل مشترک تمامی شیوهها این است که مطلب با تامل خوانده و یادداشتبرداری شوند، اهم مطالب تکرار شوند تا از حافظه کوتاهمدت به حافظه درازمدت راه یابد و این در صورتی محقق میشود که ضرورت مطالعه احساس شود و این نکته از سوی دبیران به دانشآموزان منتقل میشود و پس از آن، بهترین شیوه مطالعه انتخاب میشود یعنی فقر مطالعه در جامعه داریم نه فقر روش. در واقع اگر فردی به طور جدی بخواهد مطالعه را شروع کند، روشهای خوب و کاربردی بر اساس روانشناسی جدید یادگیری وجود دارد که علاقهمندان به شیوههای مطالعه صحیح میتوانند این روشها را پیدا و اعمال کنند تا به نتیجه مطلوب دست یابند.
پر بازدیدها
بازدید 83047
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است