کتاب«دهکده تولید ثروت» در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران رونمایی و مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در این نشست، نویسنده کتاب بر ضرورت تبدیل شدن از «مدیر» به «رهبر» در عصر اطلاعات به عنوان کلید خروج از تله کارمندی تأکید کرد.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در ادامه سلسله نشستهای «رواق تورق»، نشست رونمایی و بررسی کتاب «دهکده تولید ثروت» تالیف حمیدرضا یونسی، روز چهارشنبه (۷ آبان ۱۴۰۴) در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. در این برنامه، حمیدرضا یونسی (نویسنده اثر) و امین خرمی به عنوان دبیر نشست، حضور داشتند و زهرا فیضی منتقد جلسه نیز با ارسال یک پیام صوتی، دیدگاههای خود را درباره کتاب ارائه کرد.
حمیدرضا یونسی، نویسنده کتاب «دهکده تولید ثروت» در آغاز این نشست، به تشریح انگیزه و روند تألیف این اثر پرداخت. او گفت: از سال ۱۳۹۶، بر اساس دو تجربه بیستساله کارمندی و پانزدهساله تدریس برای قشر دانشجو، دو دغدغه اصلی در ذهن من شکل گرفت که منجر به آغاز یک طرح مطالعاتی هفتساله و در نهایت، جرأت قلم زدن در این زمینه شد.
وی افزود: دغدغه اول، معطوف به قشر کارمندی بود که با توجه به اقتضائات اقتصادی، درآمد بسیاری از آنان زیر خط فقر محاسبه میشود. همیشه این پرسش مطرح است که چرا حقوقها کفاف مخارج زندگی را نمیدهد و چگونه میتوان در حوزه درآمدی توسعه پیدا کرد. دغدغه دوم نیز مربوط به دانشجویان بود که اولین امیدشان از ورود به دانشگاه، اگرچه کسب علم است، اما دستیابی به نتیجهای به نام «اشتغال» است؛ امری که متأسفانه در بسیاری از رشتهها، به ویژه علوم انسانی، به طور تضمینشده رقم نمیخورد.
یونسی با اشاره به شخصی بودن این دغدغهها تصریح کرد: خود من نیز به عنوان یک دانشجوی دکتری و یک کارمند، به این دو مسئله مبتلا بودم و در جستجوی راهی برای افزایش درآمد خود بودم. در ابتدای مسیر، به سراغ دورهها و کتابهای حوزه موفقیت و ثروتآفرینی رفتم که بعدها بسیاری از آنان را با تعبیر «رویافروشی» یاد کردم. از آنجا شروع کردم و آسیبهای آن را نیز دیدم تا اینکه به تدریج در مطالعاتم توانستم مسیر درست را پیدا کنم.
او با تأکید بر اینکه تعریف رایج از ثروت، تعریف درستی نیست، گفت: این کتاب، حاصل یک زیستنوشت است و من بند بند آن را روی خودم آزمودهام. این اثر نه یک انتزاع دانشگاهی است و نه یک رویافروشی بازاری؛ بلکه زیسته زندگی روزانه خود من است و بخشهای زیادی از آن را روی فرزندان، خانواده و همسرم نیز پیاده کردهام و همچنان میکنم. بنابراین، این کتاب یک مانیفست عملی است.
نویسنده «دهکده تولید ثروت» سپس به شرح ساختار پنجمرحلهای کتاب پرداخت و گفت: برای توسعه و تولید ثروت، فرد باید پنج مرحله را طی کند. مرحله اول، «تغییر نگرش» درباره ثروت است. اگر نگرش درستی داشتم، قطعاً شغل کارمندی را انتخاب نمیکردم. پس ما در حوزه نگرش دچار ضعف هستیم.
وی افزود: وقتی فرد این مرحله را بیاموزد و در خود بهینه کند، متوجه کاستیهایش در حوزه مهارتهای فردی میشود. از این رو, مرحله دوم، «توسعه فردی» است تا فرد بتواند این کاستیها را جبران کند.
یونسی مرحله سوم را «شناخت زمین بازی» دانست و بیان کرد: مشکل اصلی ما این است که ما آموزشدیدههای عصر صنعت هستیم که میخواهیم در عصر اطلاعات زندگی کنیم. نظام آموزشی، فرهنگی و درآمدی این دو عصر متفاوت است. بنابراین باید زمین بازی عصر خود یعنی عصر فناوری اطلاعات و اقتضائات آن را به خوبی بشناسیم.
او مرحله چهارم را تسلط بر «ابزارها و مهارتهای عصر اطلاعات» برشمرد و گفت: مادرابزارِ قدرتمند این عصر، «ارتباطات» است. عمده مهارتهایی که باید بیاموزیم، در حوزه ارتباطات تعریف میشود، آن هم نه صرفاً به شکل آکادمیک، بلکه در قالب مسائل روزمرهای که تاثیر مستقیمی بر اشتغال و تولید ثروت دارند.
نویسنده کتاب در پایان توضیح این ساختار عنوان کرد: فردی که این چهار مرحله را پشت سر بگذارد، به توانمندی میرسد که او را برای مرحله پنجم، یعنی «رهبری» آماده میکند. در عصر صنعت به «مدیر» نیاز بود، اما در عصر فناوری اطلاعات، شما باید یک «رهبر» باشید. رهبری که بتواند دیالوگ و ارتباطات را هدایت کند و شبکهای قدرتمند ایجاد نماید. وقتی شما شبکه ارتباطات ایجاد کنید، منبع قدرت شدهاید و ثروت به سمت شما سرازیر خواهد شد. نمونه عینی آن، سلبریتیها و اینفلوئنسرها هستند که با ایجاد شبکهای از فالوئرها، منبع قدرت و در نتیجه، محل سرازیر شدن ثروت شدهاند.
در ادامه، پیام صوتی زهرا فیضی برای حاضران پخش شد. وی در این پیام با تقدیر از کتاب، آن را اثر خوبی با موضوعی جدید خواند و بیان داشت: نکات بسیار خوبی از این کتاب دریافت کردم و نکاتی که عرض میکنم صرفاً برای تقویت هرچه بیشتر آن است.
فیضی سپس به نخستین ابهام خود درباره کلیت کتاب اشاره کرد و گفت: عنوان کتاب به سمت «دهکده تولید ثروت» میرود و بحث با موضوع کارمند و تله کارمندی آغاز میشود. این به ذهن خواننده القا میکند که کتاب قصد دارد فرد را از تله کارمندی خارج و مسیری را ترسیم کند تا او از یک کارمند حقوقبگیر صرف، به یک کارآفرین یا فردی که تولید ثروت میکند، تبدیل شود.
وی افزود: اولین پرسشی که برایم پیش میآید این است که آیا میتوان گفت هر کارمندی این توانایی شخصی را دارد؟ بسیاری از کارمندان هستند که قدرت شخصیتی و شناخت از خود را دارند و حتی از این مفاهیم استفاده میکنند، اما همچنان در تله کارمندی باقی میمانند. بنابراین ممکن است راهکاری که ارائه میدهید برای برطرف کردن کامل این وضعیت کافی نباشد و آنان را همچنان در این تله نگه دارد. به نظر میرسد یک ابهام یا گره در کلیت موضوع کتاب وجود دارد.
فیضی به نکته دیگری نیز اشاره کرد و گفت: در دو سه فصل اول کتاب، پیش از ورود به بحث عصر اطلاعات، موضوعاتی مانند «پرورش وجودی» و تاثیر آن بر رشد ابعاد مختلف مطرح شده است. این موارد شبیه به ادعاهایی است که در بسیاری کتابهای روانشناسی نیز دیده میشود، اما معمولاً مصداق عینی برای آن ارائه نمیشود. ای کاش در کتاب شما مصادیق عینی افرادی که این مسیر را رفته و به رشد رسیدهاند، آورده میشد. در فصول اولیه این ادعاها بدون پشتوانه عینی به نظر میرسند.
سپس حمیدرضا یونسی در پاسخ به نکات مطرح شده توسط فیضی، از دقت نظر و مطالعه او تشکر کرد و گفت: قطعاً نکاتی که فرمودند، باعث قدرت و قوت دانشی میشود که ما همچنان در حال بهروزرسانی آن هستیم و از این نکات در مباحث آتی استفاده خواهیم کرد.
وی در توضیح مسئله «تله کارمندی» گفت: در توسعه فردی عمدتاً از سه مسیر مبتنی بر فیزیک کوانتومی، روانشناسی و دیگر علوم انسانی وارد میشوند. کتاب ما صرفاً به یک وجه بسنده نکرده، بلکه به فراخور موضوع از مستندات علمی همه این حوزهها استفاده کرده است.
یونسی در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است فردی دارای ویژگیهای توسعه فردی باشد، اما در تله کارمندی باقی بماند، گفت: این امر ممتنع است. این یک تضاد و نقض غرض است. انسانی که در حوزههای جسم، ذهن، احساس و روح رشد کرده باشد، قطعاً شعاع دایره وجودش از ۱۰ بالاتر میرود. اگر نرفته است، یعنی آن ویژگیها به درستی در او فعلیت نیافته است. این مباحث بر پایه دانش زیستی و پزشکی نیز استوار است.
این نویسنده در پاسخ به نبود مصادیق عینی در فصول اول کتاب توضیح داد: انسان یک کل منسجم است و ما برای فهم بهتر، اجزای وجودش را در نوشتار از هم جدا میکنیم، اما در عمل این ابعاد درهمتنیده هستند.
وی افزود: من خودم مصداق عینی این ادعاها هستم. من که درگیر کار کارمندی بودم، اکنون با اینکه کارمند هستم، اما کارآفرین نیز هستم و به عنوان یک نمونه عینی، توانستهام یک مزرعه زنبورداری و تولید عسل راهاندازی کنم.
یونسی با اشاره به عملی بودن کتاب تأکید کرد: این یک کتاب کار است. شما میتوانید امروز از یک نقطه شروع کنید و پیش بروید. خواننده باید خودش مدعای کتاب را با عمل کردن به آن، به مصداق تبدیل کند.
سپس امین خرمی نیز درباره این کتاب گفت: چهار مرتبهای که جناب دکتر یونسی به آن اشاره کردند (جسم، ذهن، احساس، روح) بارها در این کتاب تکرار شده است. او قشر کارمند را با «حوزه امنیت»، خویشفرمایان را با «استقلال»، کارآفرینان را با «تولید ثروت» (که مصداق عینیاش زنبورداری نویسنده است) و در نهایت، سرمایهگذاران را با «آزادی» مرتبط دانستهاند.
وی با اشاره به تالیفی بودن کتاب بر اهمیت آن تأکید کرد و گفت: یکی از اصلیترین دلایلی که این کتاب را خواندم و دعوت این جلسه را پذیرفتم، تالیفی بودن آن است. قلم مولف ایرانی و فرهنگ ایرانی در آن موج میزند و این باعث قرابت بیشتر با مخاطب ایرانی میشود.
خرمی در نقدی به زبان کتاب افزود: زبان کتاب، زبان تکرارشوندهای در این گونه آثار است. نویسندگان سعی میکنند به صورت اول شخص و با انتقال تجربیات زیسته خود بنویسند. این نحوه بیان میتواند برای برخی مخاطبان جذاب و برای برخی دیگر نه چندان قابل پذیرش باشد.
وی در پایان و در نقد ادعای قطعیت در علوم انسانی گفت: یکی از اصول غیرقابل تغییر در علوم انسانی این است که هیچ قطعیتی در آن وجود ندارد. این ادعا که اگر کسی به توسعه فردی رسید، حتماً شعاع دایرهاش از ۱۰ فراتر رفته را نمیتوان به عنوان یک امر قطعی پذیرفت. ممکن است کسی همان مراتب نویسنده را طی کند اما به دلیل شرایط متفاوت یا عوامل خارجی، به نتیجه یکسان نرسد. شاید منظور سرکار خانم دکتر فیضی نیز از نبود مصداق عینی، همین مسئله باشد.
زهرا فیضی در بخش دوم پیام صوتی خود با اشاره به فقدان تمرینهای کاربردی در فصول ابتدایی کتاب گفت: در فصول اول، موضوعاتی مطرح شده که فاقد تمرین عملی است. این امر باعث میشود خواننده نتواند ارتباط مناسبی بین مباحث برقرار کند.
وی همچنین بر شفافیت منابع تأکید کرد و افزود: ارجاع ندادن مستقیم به منابع درون متن، این تصور را ایجاد میکند که تمام مطالب، یافته شخصی نویسنده است. پیشنهاد میکنم برای اعتباربخشی بیشتر، ارجاعات درون متنی نیز اضافه شود.
فیضی در ادامه پیشنهاد کرد: با توجه به مباحث ارزشمند توسعه فردی، خوب است از آیات و احادیثی که بر شناخت نفس و خودسازی تأکید دارند، نیز در متن استفاده شود تا هم پیوند بهتری با فرهنگ مخاطب ایرانی برقرار کند و هم تحلیلها غنای بیشتری بیابد.
وی در نقدی به ویرایش کتاب گفت: تلفیق زبان عامیانه و رسمی در برخی بخشها، یکدستی متن را برهم زده است. همچنین ارائه برخی فهرستها بدون توضیح مقدماتی، میتواند برای خواننده گیجکننده باشد.
در پاسخ به این نقدها حمیدرضا یونسی درباره تمرینهای عملی کتاب گفت: این نکته را کامل میپذیرم. این کتاب هماکنون در قالب یک دوره آموزشی هفتساعته و همچنین به عنوان استاندارد ملی در سازمان فنی و حرفهای ارائه شده و تمرینهای کاملتری تهیه شده که در ویرایشهای آینده کتاب گنجانده خواهد شد.
وی در توضیح عدم ارجاع مستقیم به منابع گفت: این اثر حاصل یک طرح مطالعاتی است، نه علمی پژوهشی. آنچه در کتاب آمده، انباشت مطالعات من در طول هفت سال است که به یک ایده شخصی تبدیل شده. برای رعایت حقوق نویسندگان، تمام منابع در پایان کتاب ذکر شده است.
یونسی در پاسخ به نقد استفاده نکردن از احادیث اشاره کرد: این کتاب یک نسخه قرآنی و حدیثی نیز دارد که هنوز منتشر نکردهام. اساس مباحث این کتاب بر آیات و روایات استوار است.
وی در پاسخ به پرسش یکی از حضار درباره نقش «ارزشهای درونی» در سرنوشت شغلی افراد، به تشریح یک مدل روانشناختی پرداخت و گفت: ده ارزش درونی جهانی وجود دارد. کسی که «امنیت» را به عنوان ارزش اصلی انتخاب کند، ناخودآگاه به سمت مشاغل کارمندی سوق پیدا میکند، در حالی که فردی با ارزش محوری «آزادی» مسیر کارآفرینی و سرمایهگذاری را در پیش میگیرد.
یونسی در پاسخ به پرسش دیگری درباره نگاه اسلام به ثروت تأکید کرد: کسب مال و ثروت در اسلام نه تنها بد نیست، بلکه مورد تأکید است. آنچه مهم است، نگاه فرد به ثروت و نحوه مصرف آن است. زهد در اسلام به معنای فقر و نداری نیست، بلکه به معنای عدم وابستگی قلب به ثروت است. امیرالمومنین (ع) در دوران خانهنشینی به توسعه اقتصادی و ایجاد نخلستانها مشغول بودند. این نشان میدهد که ثروتآفرینی نه تنها مذموم نیست، بلکه در سیره معصومین جایگاه ویژهای دارد.
یونسی در ادامه توضیحات خود درباره استفاده از منابع دینی، به نمونهای از نویسندگان غربی اشاره کرد و گفت: نکته جالب توجه این است که بسیاری از بزرگان حوزه توسعه فردی در غرب، به ریشههای دینی مفاهیم اعتراف دارند. به عنوان مثال، خانم دبی فورد، از مؤسسان برجسته توسعه فردی در آمریکا، در کتاب «آسمان پرستاره وجود» که پس از فوتش منتشر شد، اشاره کرده که تمام آنچه میگفته برگرفته از کلام حضرت علی (ع) و آیات قرآن بوده است. وقتی کتاب او را میخواندم، بلاتشبیه، احساس میکردم گویی صحیفه سجادیه میخوانم.
وی با اشاره به پایه دینی داشتن مباحث کتابش تأکید کرد: با توجه به اینکه رشته تخصصی من علوم قرآن و حدیث است، مباحث این کتاب در اصل یک پایه قرآنی و حدیثی دارد و نسخه کاملتری از آن که مستند به آیات و روایات است، آماده انتشار است.