من کتاب میخوانم. شما کتاب میخوانید. او کتاب میخواند. صرف فعل کتابخواندن مدتهاست دستمایه و محور کلام بسیاری از اهالی کتاب است و البته بیشتر در حالت منفی. اینکه در قرن بیست و یکم، هنوز هم کسانی پیدا میشوند که به یار مهربان نامهربانی میکنند، جای نگرانی فراوانی دارد. برای این کتاب نخواندن دلایل متعددی ذکر میشوند که هریک در جای خود محل تامل و تعمقاند از آن جمله یکی هم «بیاعتمادی به کتاب!».
نخریدن یا نخواندن؟
این نکته را باشگاه خبرنگاران به نقل از صالح رامسری، مدیر انتشارات معین آورده: «روند بیاعتمادی مردم به کتابها از نیمه دوم دولت نهم، یعنی نخستین دوره ریاستجمهوری محمود احمدینژاد و با سختگیری مدیران وزارت ارشاد او آغاز و در ادامه باعث بهوجود آمدن حس بیاعتمادی مردم نسبت به آثار منتشرشده شد و همین موضوع باعث شده است که مردم کتاب نخرند.»
او علاوه بر بیاعتمادی، نبود فرهنگ مطالعه را در خانوادههای ایرانی از دیگر دلایل پایین آمدن شمارگان کتاب در ایران ذکر میکند و میگوید: «مردم ما عادت به مطالعه ندارند و آموزش و پرورش و معلمان از کودکی، خواندن کتاب و ادبیات را به دانشآموزان یاد نمیدهند، به همین دلیل است که در جوانی و بزرگسالی هم مطالعه نمیکنند و وقتی مطالعه نمیکنند، نمیتوانند فکر کنند و درباره موضوع های مختلف تحلیل داشته باشند.»
وحدت رهروان، مدیر انتشارات میترا هم با تاکید بر حس بیاعتمادی مردم به کتابهای ممیزیشده و تاثیر آن بر کتاب نخریدن مردم میگوید: «چون در طول سالها اعمال ممیزی سلیقهای و بدون ضابطه از سوی ممیزان وزارت ارشاد باعث حذف و اضافه شدن متن و به هم خوردن ساختار نوشتههای کتابها شده که به هیچ وجه با جامعهای که کتاب در آن نوشته شده همخوانی نداشته است، به همین خاطر مردم به این کتابها اعتماد ندارند و دلیلی نمیبینند اینگونه کتابها را بخرند.»
این ناشر تکراری بودن کتابها و تنوع پایین آثار تولیدشده و ترجمهای و کثرت ناشران را در فضای نشر کشور از دیگر دلایل پایین آمدن شمارگان کتابها میداند و درباره تعداد زیاد ناشران میگوید: «بسیاری از ناشرانی که مجوز فعالیت گرفتهاند، کار خاصی در حوزه تولید فرهنگ و فکر و اندیشه ندارند. اگر تعداد این ناشران مثلا حدود 500 یا 1000 بود حمایتها و سرمایهای که به این تعداد ناشران تعلق میگرفتند تا با آن فیلم و زینک تهیه کنند، بیشتر و کارهای آنها هدفمندتر بودند.»
راه حل این موضوع را خبرگزاری دیگری نیز دنبال کرده. مهر به نقل از علی ثابت، مدیر انتشارات لوحنگار مینویسد: «با حجم و میزان فعالیت فعلی در زمینه تبلیغات، کتاب اصلا دیده نمیشود. در این زمینه باید ارتباطی با مدیران برقرار و در شهر تابلوهایی برای این کار در نظر گرفته شوند. تبلیغات تلویزیونی و رسانههای شنیداری هزینههای سنگینی دارند و اکثر ناشران توانایی تقبل این هزینهها را ندارند. اما نباید صورتمساله را پاک کرد و گفت چون هزینه تبلیغات بالاست، باید از آن صرفنظر کرد. بلکه اگر نگاه حمایتی وجود داشته باشد، نیاز است که این بحث را از طرق گوناگون پیگیری کنیم.»
گذشته از مجوز و تبلیغات و نخواندن کتاب، بحث کتابهای بدون مجوز هم این روزها نقل محافل شده تا جایی که علی شجاعی صائین را به واکنش واداشته است. او به باشگاه خبرنگاران جوان گفته که انتشار کتابهای بیمجوز در قالب سوءاستفاده از تصمیمات جدید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر واگذاری کار ممیزی به برخی از ناشران، تخلف محسوب میشود. مدیر اداره کتاب افزوده: «قرار ما با ناشران اینگونه نبوده که به راحتی بتوانند کتابهای خود را خارج از ضوابط قانونی اخذ مجوز چاپ و نشر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وارد بازار کنند.»
اگرچه این خبرنگار در خبرش مصداقی از کتاب غیرمجاز را ذکر نکرده ولی از خبر موجود چنین برمیآید که این خبرگزاری در پی جریانسازی برای ایجاد موجی تازه بر ضد تازهترین تصمیمات وزارت ارشاد باشد. نکتهای که مدیر اداره کتاب هم به تلویح به آن اشاره کرده و میگوید: «ناشران در صورت تمایل با معرفی کارشناسان به هیأت نظارت و تایید این هیأت میتوانند کار ممیزی را انجام داده و نتیجه آن را به اداره کتاب گزارش کنند اما انتشار آثار ارائهشده به ناشران بدون اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوعی تخلف محسوب میشود.»
در همین زمینه هم رئیس کمیته رسیدگی به تخلفات ناشران گفته است: «ناشران خارج شده از چارچوب ضوابط نشر بر اساس موارد آمده در این ضوابط به صورت قانونی مجازات میشوند.»
همایون امیرزاده، افزوده: «بر اساس قوانین تعیین شده برای ناشران، هر ناشری که به چاپ و نشر کتابهای بدون مجوز اقدام کرده باشد به صورت قانونی تنبیه و مجازات میشود.»
چاپ و فروش کتاب
دغدغه همیشگی
چاپ و نشر صنعتی است که در تبادل و تعامل فرهنگی نقش بسزایی دارد و این ویژگیهایی که این صنعت دارد نیازمند اهتمام ویژه هم از ناحیه دولت و هم از سوی بخش خصوصی است.
این را سید عباس صالحی در مراسم تقدیر از پیشکسوتان و فعالان عرصه چاپ و نشر استان خراسان رضوی گفته و اضافه کرده است: «صنعت چاپ هنر است و هنر را با لطافت آن میشناسیم. ویژگی عرصه چاپ و نشر هم این است که کارآمدی خودش را با لطافت به نمایش میگذارد و از آنجا که جامعه ایرانی به عنوان جامعه هنرمند شناخته میشود، میتواند در عرصه صنعت چاپ و نشر در بین دیگر جوامع و کشورها شاخص و نمونه شود.»
معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرده: «حوزه فرهنگ کشور با چاپ و نشر پیوند پیدا میکند، لذا باید جایگاه واقعی خودش را در نگاه کلان کشور و در نظام تصمیمگیری و تصمیمسازی مسوولان پیدا کند. صنعت چاپ و نشر نقطه ارتباط میان اقتصاد و فرهنگ بوده و از معدود حوزههایی است که با مولفهها و شاخصهای بسیاری درگیر است که به همین دلیل از اهمیت خاصی برخوردار است.»
صالحی همچنین در جمع فعالان شبکه تولید و توزیع محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی(خوشه) با اشاره به مشکلات حوزه کتاب، اظهار داشته: «باید سه مقوله در بررسی مشکلات حوزه کتاب بررسی شوند؛ دقت در نشر کتابها، نگاه به کتاب به عنوان کالا و خواندن کتاب.» او افزوده که چند گروه در حوزه مکتوب فعالیت دارند که پدیدآورندگان، ناشران، تولیدکنندگان و کتابفروشان و مصرفکنندگان از جمله این گروهها هستند که هریک دارای معایب و محاسنیاند.»
معاون امور فرهنگی وزیر ارشاد با اشاره به اینکه ساخت مجتمعهای نشر کتاب نیازمند سرمایهگذاری بخش خصوصی یا دولتی است، افزود: «فروشگاههای زنجیرهای علاوه بر فواید، دارای عیوبی نیز هستند چرا که این نوع فروشگاهها نوعی مقابله با کتابفروشیهای سنتیاند و ما نباید شبکههای سنتی فروش کتاب را در بازار بر هم بریزیم.»
کپیرایت رعایتنشدنی
موضوع کپیرایت و رعایت مسائل ناشی از آن همواره یکی از مباحث مطروحه در حوزه کتاب طی سالهای اخیر بوده است به گونهای که تاکنون چندین نشست و مناظره و مقاله و سخنرانی علمی و صنفی در این باره ترتیب یافته و البته همچنان در گیر و دار مسائل تئوریک مانده و راهی برای عملیاتی شدنش پیدا نشده است به گونهای که کار به نمایشگاه فرانکفورت هم کشیده و یورگن بوس، رئیس نمایشگاه کتاب فرانکفورت در دیدار با مسوولان ایرانی غرفه ایران در این نمایشگاه، از نپیوستن ایران به کنوانسیون جهانی برن که یکی از بندهای آن بر رعایت کپیرایت کتابهای ناشران در سراسر جهان تاکید دارد، به عنوان مهمترین چالش کشورمان در انتخاب شدنش به عنوان مهمان ویژه نمایشگاه کتاب فرانکفورت نام برده است.
او تاکید کرده که عضویت ایران در کنوانسیون برن، پیشنهاد کشورمان را برای انتخاب شدن به عنوان مهمان ویژه نمایشگاه تسهیل میکند اما «متقاعد کردن دیگران برای انتخاب کشوری که عضو معاهده جهانی برن نیست، به عنوان مهمان ویژه در نمایشگاه کتاب فرانکفورت، دشوار است.»
با این حال محمود آموزگار، دبیر اتحادیه ناشران و کتابفروشان معتقد است که تاکنون مسیر درستی را پیمودهایم که ناشران و نویسندگان کشورمان بتوانند اعتماد به نفس پیدا کنند تا آثارشان مخاطبان جهانی داشته باشند.
به گفته او، آنچه اهمیت دارد اینکه از مقوله نشر، درآمد اقتصادی داشته باشیم اما اگر به تاریخ این حرفه بازگردیم متوجه میشویم که نشر از زمانی به حرفه متعارف و همهگیر تبدیل شد که ماشین چاپ اختراع شد و امکان تولید انبوه کتاب به وجود آمد که از آن زمان با یک حرفه اقتصادی روبهرویید که بسیاری از افراد در جهان معاش خود را از این راه تامین میکنند.
وی با اشاره به تاثیر مسائل سیاسی بر صنعت نشر گفته است: «صنعت نشر هم مانند موضوعهای دیگر از مسائل دیگر تاثیر میگیرد که مسائل سیاسی هم از آن جملهاند. در کشورهایی مانند آمریکا که به شیوه سرمایهداری اداره میشوند با ورشکستگی ناشران کوچک روبهروییم. با وجود اینکه رقابت آزاد است اما تثبیت قیمت نشر در این کشورها وجود ندارد چرا که هرچه ناشران قدرتمندتر باشند، امکان بازی در عرصه اقتصادی را بیشتر دارند و قیمتها را پایین میآورند به صورتی که ناشران کوچک و ناتوان، صحنه را ترک میکنند. برخلاف این، در کشورهای اروپایی مانند سوئیس، آلمان، فرانسه، اتریش و سوئد که از اقتصاد صرفا سرمایهداری تا حدودی فاصله میگیرند، در صنعت نشر آنها هم تغییراتی دیده میشود. چراکه این دولتها خود را موظف میدانند از ناشران کوچک حمایت کنند و از کتابفروشیهای کوچک در مقابل آمازون و گوگلبوکس، غولهای آمریکایی که تاثیرات ویرانگرشان را در حوزه نشر مشاهده میکنیم، حمایت کنند چون طبیعی است که امکان رویارویی با این شرکتها دشوار است.
پر بازدیدها
بازدید 83054
متنی که به قول رهبر شهید انقلاب پس از هشتصد سال همچنان تازه است