محمود درویش هنگام سرودن مجموعه «وضعیت محاصره» مدام با مرگ روبهرو بود، اما بهجای یأس بر «زندگی» تأکید کرد.
به گزارش روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در دلِ سیاهترین ساعاتِ تاریخ، آنگاه که نکبت بر پیکر فلسطین چنگ انداخت و صهیونیسم با چکمههای خونآلود بر خانهها و رویاهای بومیان این سرزمین کهن میتاخت و زمین بامدادان زیر سم اسبان غصب، نعرههای زخمیِ نخلهای تبعیدشده را بر آسمان میفرستاد، در آن هنگامه که کلام، تنها میراث ماندگار مردمان بیسرزمین بود، شاعران عرب و بهویژه فرزندان فلسطین، واژه را چون شمشیری از نور در نیام سکوت کشیدند.
«کلمه» در دستان شاعران فلسطینی به نیزهای آتشین بدل شد که سنگرهای دروغ را در هم میکوبید و چهره زشت تجاوز را چنان در تابش حقیقت آشکار ساخت که رسوایی آن جنایت، دیگر در پس هیچ پرده تبلیغاتی نمیتوانست پنهان شود. میان این سپاهیانی که اسلحهشان «سخن» بوده و هست، محمود درویش چون فرماندهی کاردان جلوه دارد.
شاعری که از ستیغِ شعرش آتش بر جانِ اشغالگر میبارید، اما آنچنان شرافتی در ژرفای کلامش موج میزد که هرگز خشم مقدس مبارزه را به نفرینِ نژادی نیالود، چرا که نیک میدانست که عدالت، تنها هنگامی شمشیرش از نیام بیرون میآید که پاکیزهترین دستها آن را بدل به برندهترینِ سلاحها سازد.
میان آثار درویش کتاب مجموعه سرودههای «وضعیت محاصره» خاص و بیبدیل است. او اشعار این کتاب را به سال ۲۰۰۲ میلادی، در اوج انتفاضه دوم و زمانی که خودش در شهر رامالله در محاصره نظامی ارتش اسرائیل بود، سرود. این مجموعه بیتردید یکی از صمیمانهترین، عریانترین و عمیقترین آثار اوست.
در بهار ۲۰۰۲ ارتش رژیم صهیونیستی عملیاتی موسوم به «سپر دفاعی» را آغاز کرد. شهر رامالله جایی که درویش در آن زندگی میکرد، به مدت چندین هفته در محاصره کامل قرار گرفت. تانکها وارد شهر شدند، منع رفتوآمد اعلام و خود درویش در ساختمانی محدود شد. او این تجربه زیسته وحشتآور را که عجین بود با صدای گلوله، تانک، کمبود امکانات و مرگ در کمین، بیواسطه به شعر تبدیل کرد. «وضعیت محاصره» حاصل روزهایی است که شاعر با مرگ همخانه بود.
این کتاب مجموعهای از قطعات کوتاه و نیمهکوتاه است که مانند یادداشتهای روزانه یک انسان در بحبوحه جنگ، نوشته شدهاند. زبان اشعار ساده، اما درعینحال سرشار از تصاویر تازه و تأملبرانگیز است. درویش در این مجموعه از قالبهای کلاسیک شعر عربی فاصله گرفته و به زبانی نزدیک به نثر شاعرانه روی میآورد که فریاد و نجوا را همزمان در خود دارد.
درونمایهها و مضامین اصلی «وضعیت محاصره» را میتوان در این موارد خلاصه کرد:
«مرگ و زندگی در لحظه محاصره»: هرچند شاعر هنگام سرودن مدام با مرگ روبهرو بود، اما بهجای یأس بر «زندگی» تأکید کرد. «مقاومتی از جنس بودن»: درویش در این مجموعه مقاومت را با ماندن، عشق ورزیدن، سبز کردن باغچه و سرودن شعر تعریف میکند. «عشق و زن»: زن در این اشعار نماد پیوند با زندگی است. در میان بمب و تانک، شاعر به معشوق میاندیشد و همین اندیشه به او نیروی ادامه میدهد.«نقد خشونت و جنگ»: با اینکه درویش از منظر یک فلسطینی محاصرهشده مینویسد، هرگز گرفتار شعارهای ساده نمیشود. او به بیهودگی مرگ میپردازد و انسانیت را حتی در اوج خشم حفظ میکند.
«وضعیت محاصره» را میتوان یکی از برجستهترین نمونههای «شعر مقاومت» در جهان دانست، اما فراتر از آن این اثر به دلیل پرداختن به پرسشهای جهانی انسان معاصر اعم از تنهایی، ترس، امید، هویت و معنای ماندن شهرتی جهانی پیدا کرده است. این شعرها از مرزهای سیاسی فراتر میروند و به صدای هر انسانی تبدیل میشوند که در بند ظلم و خشونت نفس میکشد.
«وضعیت محاصره» روایت لحظهای است که شاعر در تنگنای تاریخ، میان دیوارها و گلولهها، هنوز میتواند «زندگی» را با چنان زیبایی وصف کند که خواننده فراموش میکند در محاصره است، یا شاید تازه میفهمد که زیستن در همین لحظههای سخت معنای واقعیاش را پیدا میکند.
«وضعیت محاصره» برای نخستین بار توسط فرید قدمی ترجمه و توسط نشر نیماژ منتشر شد. این ترجمه با استقبال خوب مخاطبان چاپهای متعدد را تجربه کرده است. اشعاری از این کتاب را در ادامه بخوانید:
(1در محاصره زندگی همان فاصله استبین یادآوری آغازش و فراموشی پایانش
(2سربازان فاصله بین وجود و عدم را با دوربین تانک میسنجند