«شطرنج با ماشین قیامت» روایت زندگی ناصر، نوجوانی شانزده ساله از آبادان، در روزهای پرالتهاب جنگ ایران و عراق است؛ اثری که از زبانی صمیمی برای به تصویر کشیدن تناقضهای جنگ استفاده میکند.
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، کتاب «شطرنج با ماشین قیامت» نوشته حبیب احمدزاده نیز یکی از آثار شاخص ادبیات پایداری است که برای نخستین بار در سال 1387 توسط انتشارات سوره مهر روانه بازار نشر شد.
قهرمان این رمان دیدهبان نوجوان 17 سالهای است که به ناچار به جای دوست مجروحش راننده ماشین حمل غذا میشود. او از این شغل ابا دارد و سعی دارد افراد کمتری از آن باخبر شوند. وی مأمور به انجام دیدهبانی برای عملیاتی میشود که طی آن قرار است رادار عراقی موسوم به «سامبلین» را گمراه کنند؛ راداری که آن را «ماشین قیامتساز» مینامند. وی در طی این روزها در زمان ماموریتش در شغل جدید با افراد مختلفی (از جمله یک مهندس نیمه دیوانه) آشنا میشود و این آشنایی تحولی بزرگ را در او ایجاد میکند.
آنچه «شطرنج با ماشین قیامت» را از بسیاری آثار دیگر ادبیات پایداری متمایز میکند، لحن و زبان آن است. احمدزاده از زبانی طنزآمیز، گزنده و گاه سیاه استفاده میکند تا تناقضها و پوچیهای موجود در فضای جنگی را به تصویر بکشد. راوی نوجوان داستان، با نگاهی ساده و بیپیرایه، وقایع تلخی مانند بمباران، شهادت دوستان و ویرانی شهر را روایت میکند. این تضاد میان محتوای تلخ و لحن ساده داستان، یکی از دلایل اصلی محبوبیت این کتاب میان نسل جوان است.
راویت اول شخص و از زاویه دید ناصر، به خواننده اجازه میدهد تا از نزدیک با دنیای درونی یک نوجوان درگیر جنگ همراه شود. ناصر در ابتدای داستان پسری است ساده و تا حدودی سربههوا، اما به تدریج با قرار گرفتن در موقعیتهای مختلف جنگی، مجبور میشود زودتر از موعد بزرگ شود. او با مفاهیمی مانند مرگ، ترس، تنهایی و مسئولیت روبرو میشود و این مواجهه، شخصیت او را دستخوش تغییر میکند. منتقدان معتقدند که این روند تحول شخصیت، یکی از نقاط قوت اصلی رمان است.
فضای داستان عمدتا در آبادان و مناطق جنگی جنوب ایران میگذرد. احمدزاده با تسلط کامل بر جغرافیا و فضای انسانی منطقه، تصویری زنده و ملموس از روزهای نخست جنگ ارائه میدهد. توصیفهای او از کوچهپسکوچههای آبادان، نخلستانها و فضای خانههای سنتی جنوب، به خواننده کمک میکند تا خود را در آن مکان و زمان تصور کند.
«شطرنج با ماشین قیامت» در عین حال که یک رمان جنگی است، به مسائل انسانی و فلسفی عمیقتری نیز میپردازد. کتاب به این پرسش پاسخ میدهد که یک نوجوان عادی چگونه در برابر خشونت بیسابقه جنگ معنا میآفریند و مقاومت میکند. برخلاف بسیاری از آثار حماسی که جنگ را عرصه قهرمانپروری میدانند، احمدزاده تصویری انسانی و ملموس از رزمندگان ارائه میدهد. آنها انسانهایی با ترسها، ضعفها و امیدهای خود هستند.
منتقدان معتقدند که «شطرنج با ماشین قیامت» از دو لایه گفتمانی تشکیل شده است: لایه جهادگرایانه و لایه بازبینیگرا. سبک نوشتاری احمدزاده در این رمان، ساده، روان و در عین حال عمیق است. او از جملات کوتاه و دیالوگهای طبیعی استفاده میکند که با شخصیت نوجوان راوی هماهنگی کامل دارد. طنز تلخ و موقعیتهای کمیک در کنار صحنههای غمانگیز و تکاندهنده، ریتمی پویا و جذاب به داستان بخشیده است.
«شطرنج با ماشین قیامت» روایتی است از دست دادن معصومیت، مواجهه با خشونت و جستوجوی معنا در دل تاریکی. ناصر در این داستان از یک نوجوان بازیگوش به انسانی تبدیل میشود که با تمام وجود درک میکند که زندگی چیزی فراتر از بقاست. احمدزاده در این اثر نشان میدهد که حتی در جهنمی به نام جنگ، انسان میتواند امید، عشق و انسانیت خود را حفظ کند.
«شطرنج با ماشین قیامت» یکی از پرمخاطبترین آثار ادبیات پایداری ایران است. این رمان به زبانهای انگلیسی، عربی، فرانسوی، آلبانیایی و زبانهای دیگر نیز ترجمه شده و مورد استقبال مخاطبان غیرایرانی نیز قرار گرفته است.
حبیب احمدزاده پس از این رمان، آثار دیگری نیز در حوزه ادبیات پایداری نوشته است. از جمله «کد 24» که به ماجرای نفوذ یک جاسوس عراقی میپردازد و «شب بخیر فرمانده» که داستانی دیگر از روزهای جنگ است. او همچنین به عنوان فیلمنامهنویس، در آثاری مانند «اتوبوس شب» (به کارگردانی کیومرث پوراحمد) همکاری داشته است.