سمیه بهرامی گفت: با یادآوری قصههای اسطورهای و تاریخی به کودکان نشان دهیم که ریشههای ما در این آب و خاک استوار است و همین همبستگی در طول تاریخ ما را حفظ کرده است. این نگاه باعث میشود کودک خود را بخشی از یک پیکره بزرگتر و اصیل به نام «وطن» بداند و از آن معنا و قدرت بگیرد.
سمیه بهرامی؛ روانشناس، بازیدرمانگر، رواندرمانگر کودک و نوجوان و مؤسس آکادمی بولوت (برگزارکننده کارگاههای تخصصی کودکان و دورههای فرزندپروری)، در گفتوگو با روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، درباره راهکارهای آمادهسازی کودکان برای مواجهه با شرایط حساس و پرابهام آتشبس کنونی «جنگ رمضان» گفت: وقتی جامعه با شرایط حساس، پرابهام و تغییرات مداوم روبهرو میشود، ما برای حفظ سلامت روان کودکان و آمادهسازی آنها، باید روی چهار مؤلفه اساسی کار کنیم.
وی نخستین مؤلفه را پرورش تابآوری در کودکان دانست و افزود: تابآوری به معنای ظرفیت بازیابی و بازگشت به حالت تعادل پس از مواجهه با سختیهاست. ما باید به کودکان بیاموزیم که مثل یک فنر، گاهی شرایط ما را جمع میکند و تحت فشار قرار میدهد، اما ما دوباره باز میشویم و به مسیر خود ادامه میدهیم. تمرکز ما باید بر افزایش ظرفیتهای درونی کودک، حل مسئله و تمرکز بر داشتهها باشد تا او بتواند در برابر فشارها انعطافپذیر بماند.
این رواندرمانگر کودک و نوجوان، دومین مؤلفه را آموزش تحمل ابهام عنوان کرد و ادامه داد: یکی از مهمترین مهارتها در دنیای امروز، توانایی زیستن در شرایط ناشناخته بدون فروپاشی روانی است. ما نباید به کودکان وعدههای قطعی و غیرواقعی بدهیم، بلکه باید به آنها بیاموزیم که ندانستن همیشه ترسناک نیست. میتوانیم با ایجاد روتینهای منظم در خانه، مثل زمان مشخص خواب، غذا، بازی و مطالعه، یک جزیره امن و قابل پیشبینی برای آنها بسازیم تا بتوانند ابهامات دنیای بیرون را راحتتر تحمل کنند.
بهرامی مؤلفه سوم را حفظ امید و تقویت پیوند کودکان با ارزشهای ملی برشمرد و گفت: امید در روانشناسی کودک تنها یک احساس مثبت زودگذر نیست، بلکه ریشه عمیقی در هویت و تعلق خاطر دارد. در شرایط پرابهام، ارزشهای ملی مانند عشق به وطن، همبستگی اجتماعی، شجاعت و پاسداشت هویت سرزمینی باید به عنوان یک لنگرگاه امن عمل کنند. ما با یادآوری قصههای اسطورهای و تاریخی به کودک نشان میدهیم که ریشههای ما در این آب و خاک استوار است و همین همبستگی در طول تاریخ ما را حفظ کرده است. این نگاه باعث میشود کودک خود را بخشی از یک پیکره بزرگتر و اصیل به نام «وطن» بداند و از آن معنا و قدرت بگیرد.
مؤسس آکادمی بولوت چهارمین و مهمترین مؤلفه را اعتباربخشی به ترسهای کودکان و مدیریت «رادار هیجانی» آنها معرفی کرد و بیان کرد: معمولاً بزرگسالان برای شجاع کردن کودکان، به آنها میگویند «نترس». اما ما باید به احساسات کودک اعتبار ببخشیم و بگوییم «طبیعی است که گاهی بترسی یا نگران باشی، اما مهم این است که ما میدانیم چگونه در کنار هم از این نگرانی عبور کنیم.» سرکوب نکردن این احساسات، از تبدیل شدن آنها به اضطراب پنهان جلوگیری میکند.
وی با اشاره به حساسیت بالای کودکان نسبت به حالات درونی والدین افزود: نباید فراموش کنیم که کودکان مجهز به یک رادار هیجانی بسیار قوی هستند. آنها بیش از کلمات ما، به زبان بدن و سطح اضطراب ما نگاه میکنند. اگر ما از امید صحبت کنیم اما مدام با اضطراب اخبار را چک کنیم، کودک پیام ناامنی دریافت میکند. بنابراین، اولین قدم برای آمادهسازی کودکان، تنظیم هیجانی خود والدین است؛ آرامش و رفتار باثبات بزرگسالان، بزرگترین لنگرگاه امن برای کودکان در شرایط طوفانی است.
سمیه بهرامی در پایان گفت: در نهایت پیام ما به کودکان این است: «شاید کنترل تمام اتفاقات دنیای بیرون در دست ما نباشد، اما ما در کنار هم قوی هستیم، از میهن و ارزشهایمان مراقبت میکنیم و اجازه میدهیم احساساتمان در یک محیط امن ابراز شوند.» این رویکرد کودک را از یک ناظر منفعل، به انسانی آگاه و دارای ظرفیتهای بالای روانی تبدیل میکند.