در نگاه رهبر شهید انقلاب، شعر در عصر تهاجم روایتها به ابزاری راهبردی در میدان تقابل معنا تبدیل شده است؛ ابزاری که تنها در صورت پیوند آگاهانه با جهتدهی معنایی و مسئولیت فرهنگی، میتواند نقش مؤثر خود را در این مواجهه ایفا کند.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، در جهانی که میدان اصلی تقابلها از سطح ابزارهای سخت به عرصه ذهن، روایت و ادراک منتقل شده دیگر مسئله به «اثر گذاشتن» منتهی نمیشود، در اینجا جهت اثرگذاری و کارکرد آن در ساختن یا تخریب معنا اهمیت مییابد. در چنین شرایطی شعر بخشی از سازوکار شکلدهی به هویت، حافظه و مقاومت فرهنگی است. بازخوانی دیدار رهبر شهید انقلاب با شاعران در فروردین 1402، در این سطح، افقی تازه میگشاید.
این گزارش میکوشد نشان دهد که از منظر این دیدار، شعر نهتنها باید اثرگذار باشد بلکه باید در میدان نبرد روایتها، آگاهانه و مسئولانه عمل کند؛ جایی که تولید معنا، پاسداری از هویت و مقابله با تحریف به وظیفهای فرهنگی بدل میشود.
شعر؛ رسانهای ماندگار در برابر فراموشی
رهبر شهید انقلاب در این دیدار، بار دیگر بر ماهیت رسانهای شعر تأکید کردند و با ذکر نمونهای تاریخی فرمودند: «شعر یک رسانه است؛ یک رسانه اثرگذار است.» ایشان با اشاره به ماجرای دعبل خزاعی و قرائت شعر توسط ایشان مقابل امام رضا(ع) این کارکرد را چنین توضیح دادند: «من میخواهم این را بگویم: «رسانه» یعنی این... این شعر... به سرعت منتشر میشد و مردم آن را میشنیدند... شعر اینجور انتشار پیدا میکرد، اینجور پخش میشد؛ رسانه [بود].»
اما بنا بر گفته قائد شهید امت تفاوت بنیادین شعر با سایر رسانهها در استمرار اثر آن است. ایشان همچنین در این دیدار تصریح کردند: «هیچ کدام از رسانهها، مثل شعر، تأثیرگذار به معنای خاص نیستند... امّا این شعر مانده، میماند، هزار سال این شعر باقی میماند.» در این نگاه، شعر اثر میگذارد، در زمان امتداد پیدا میکند و به بخشی از حافظه تاریخی تبدیل میشود.
شعر فارسی؛ تولیدکننده سرمایه معنوی
در لایهای عمیقتر، امام شهید (قدس سره) به یک ویژگی متمایز در شعر فارسی اشاره کردند؛ ویژگیای که آن را از بسیاری از سنتهای شعری دیگر متمایز میکند: «یک نکتهای وجود دارد در مورد شعر فارسی و آن اینکه جزو خصوصیّات شعر فارسی تولید سرمایههای معرفتی و معنوی است. در شعرهای دیگر، تا آنجایی که حالا ما میدانیم، نه اینکه وجود نداشته باشد، به این شدّت وجود ندارد.» ایشان در توضیح این ویژگی افزودند: «شعر ما، شعر فارسی، در طول زمان حاملِ حکمت بوده، حاملِ معرفت بوده، سرمایههای معنویِ ما را حفظ کرده و بر آنها افزوده... یعنی تولید معرفت میکنند... خصوصیّت شعر فارسی این است.» به همین دلیل نیز قلههای شعر فارسی، از فردوسی تا مولوی و حافظ، حاملان حکمت و معرفتاند.
شعر در دل بحران؛ استمرار معنا در سختترین شرایط
یکی از نکات مهم این دیدار، تأکید بر تداوم این نقش در شرایط بحران است. رهبر شهید انقلاب با اشاره به دوران مغول فرمودند: «در دوران تاختوتاز مغول، ما عطّار داریم، مولوی داریم، سعدی داریم، حافظ داریم؛ اینها همه مال دوران مغول و تیمور است دیگر؛ یعنی وقتی است که کشور در شرایط سخت تاختوتاز بیگانگان قرار داشته، همه چیزِ کشور تحت تأثیر این بوده، امّا معرفت و شعر و معنویّت متوقّف نشده؛ این خصوصیّت شعر فارسی است.» این بیان نشان میدهد که شعر در سختترین شرایط تاریخی نیز به ابزار حفظ و بازتولید معنا تبدیل شده است.
در ادامه این دیدار ایشان با مقایسهای تاریخی، وضعیت امروز را چنین توصیف کردند: «امروز، به نظر من، آن تاختوتازی که زمان مغولها اتّفاق افتاد دارد تکرار میشود. البتّه نوع تاختوتاز این مغولهای جدید، مغولهای کراواتبسته و پاپیونزده و ادکلنزده و کت و شلوارپوشیده، با آن مغولها تفاوت دارد، امّا تاختوتاز است، دارند تاختوتاز میکنند.»
همچنین در توضیح این تهاجم افزودند: «یک مجموعه تهاجم و تاختوتاز متنوّع... از نظامی گرفته تا اقتصادی، تا [جنگ] سخت، تا [جنگ] نرم، همهجور وجود دارد.» در این چارچوب، میدان اصلی این مواجهه، حوزه ذهن و معناست؛ جایی که رسانه، روایت و فرهنگ نقش تعیینکننده دارند.
مأموریت شاعر؛ شناخت، تبیین، مقابله
در برابر این وضعیت، رهبر شهید انقلاب نقش هنرمند و بهویژه شاعر را چنین تعریف کردند: «همه باید دشمن را بشناسند... همه باید شیوههای دشمن را بشناسند... از همه لازمتر، مجموعه هنرمندانند. مجموعههای فرهنگیاند؛ شاعر، نقّاش، داستاننویس، سینماگر، معمار؛ اینهایی که در مسائل مختلف فرهنگی هستند، باید بدانند امروز ما در مقابل این غارت دشمن و تاختوتاز دشمن قرار داریم؛ هم خودشان باید توجّه کنند، صحنه را درست درک کنند.» .ایشان همچنین بر نقش تبیینی شاعر تأکید کردند: «هم به دیگران بایستی بنمایانند؛ باید همه را [آگاه] کنند. منفعل نباید بشوند.» در این نگاه، شاعر نقش کنشگری فعال را برعهده دارد که باید صحنه را بشناسد و در آن نقشآفرینی کند.
هنر بدون حضور؛ بیاثر
در بخش دیگری از این دیدار، رهبر شهید انقلاب بر ضرورت «حضور» هنر در میدان تأکید کردند و فرمودند: «اگر چنانچه این کار انجام نگیرد، هر چه [هم] هنر بالا باشد، نمیشود انسان برایش قیمت قائل بشود.» سپس با تمثیلی روشن افزودند: «میِ نابی ولی از خلوت خُم / به ساغر چون نمیآیی چه حاصل؟»
این بیان، تکمیلکننده بحث بخش دوم است که با عنوان «شعر؛ سلاح روایت در میدان جنگ رسانهای» از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است؛ هنر شرط اثرگذاری است، اما حضور در میدان، شرط تحقق آن اثر است.
در این دیدار، رهبر شهید انقلاب یک گام فراتر از تعریف اثرگذاری شعر برداشتند و آن را در نسبت با «میدان نبرد معنا» تعریف کردند. در این چارچوب شعر نهتنها باید هنری و اثرگذار باشد بلکه باید در جهت ساخت، حفظ و دفاع از معنا عمل کند. به واقع میتوان گفت که از نگاه رهبر شهید انقلاب، شعر زمانی به کارکرد کامل خود میرسد که از «اثرگذاری» عبور کند و به کنشگری فعال در میدان معنا تبدیل شود؛ جایی که کلمه به ابزار شناخت، مقاومت و ساخت هویت بدل میشود.