حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی مهدویراد با مرور تاریخ مطالعات قرآنی در ایران گفت: پیش از انقلاب اسلامی، مطالعات علوم قرآنی به معنای دقیق آن تقریباً وجود نداشت، اما به برکت انقلاب امروز ایران در این زمینه آثاری بینظیر در جهان اسلام تولید کرده است. با این اوصاف ما در حوزه و دانشگاه، یا نمیخواهیم رقیب را بشناسیم، یا اگر شناختیم، نمیخواهیم مطالعهاش کنیم و این در مطالعات اسلامی بسیار خطرناک است.
به گزارش ستاد خبری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، نشست «مطالعات قرآنی در ایران و کشورهای اسلامی» ظهر شنبه دوم خرداد (1405) همزمان با هشتمین روز از هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، با حضور حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی مهدویراد، قرآنپژوه، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و دبیر جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
محمدعلی مهدویراد در آغاز این نشست، مطالعات قرآنی را به دو شاخه کلان تقسیم کرد و گفت: اگر مطالعات قرآنی را به دو بخش مطالعات علوم قرآنی و مطالعات تفسیری تقسیم کنیم، میتوانیم با قاطعیت و صراحت بگوییم که پیش از انقلاب، ما مطالعات علوم قرآنی تقریباً یا تحقیقاً نداشتیم. البته در زمینه تفسیر، کمابیش کارهای تفسیری و تکنگارانهای انجام میشد؛ مانند مجموعه تفسیر نمونه یا تفسیر آقای سبحانی. «المیزان فی تفسیر القرآن» علامه طباطبایی هم در سالهای نزدیک به انقلاب پایان یافت. اما علوم قرآنی با همان تعریف معروفش، یعنی آثاری که درباره خود قرآن و پیرامون قرآن نوشته میشود، وضعیت دیگری داشت.
وی در توضیح پیشینه اصطلاح «علوم قرآنی» افزود: در گذشتههای بسیار دور، وقتی ترکیب «علوم قرآنی» را به کار میبردند، سه معنا از آن مراد میشد. گاهی میگفتند علوم قرآنی و مرادشان علمهایی بود که در قرآن وجود دارد؛ مثلاً اخلاق در قرآن یا قصص در قرآن. گاهی هم مرادشان مقدمات قرآن بود؛ یعنی هر دانشی که برای فهم قرآن به کار گرفته میشد، مانند تاریخ و ادبیات. برای نمونه، بسیاری از مباحث زبانشناسانه در جهان عرب در سایه قرآن رشد کرد. زندهیاد مهدی اخوان ثالث، مقالهای در سال ۴۸ با عنوان «آیات موزون قرآن کریم» نوشت و ادعا کرد که تمام قرآن بر اساس اوزان عروضی شکل گرفته است. اما معنای سوم که امروز مرسوم است، همان مباحث پیرامون قرآن است: ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و مباحثی از این دست.
مهدویراد با اشاره به وضعیت پیش از انقلاب گفت: پیش از انقلاب، از این جنس بحثها بسیار کم بود. مرحوم استاد محمدتقی شریعتی؛ پدر دکتر شریعتی، در جلسهای با حضور علمای خراسان اظهار ناراحتی میکرد که جوانها انحرافات فکری دارند و درباره قرآن سؤالهایی دارند که پاسخی برایش نیست. در آن جلسه یکی از شیوخ که کتابی به نام «خورشید تابان در علم قرآن» را نوشته و منتشر کرده بود؛ گفت حتی پعد از انتشار کتاب من هم هنوز سوال برای جوانها باقی مانده است. ایشان گمان داشت که کتابش تمام فضای فکری جامعه را پاسخ داده است، در حالی که اینطور نبود. آن زمان موج علمزدگی داشتیم؛ فضاشناسی در قرآن، انسانشناسی در قرآن و از این قبیل، اما علوم قرآن به معنای دقیق کلمه وجود نداشت.
وی با تأکید بر تحول در زمینه علوم قرآنی در دوران پس از انقلاب ادامه داد: واقعاً از برکات انقلاب اسلامی بود که این فضا تغییر کرد. ما بعد از انقلاب یک حرکت چندضلعی درباره قرآن داشتیم. یکی از اضلاع آن مرحوم آیتالله معرفت بود که یکی از بهترین کتابهای علوم قرآن را نوشت. جالب است بدانید خود ایشان تعریف میکرد که روزی سؤالی در مجلهای در کربلا مطرح شد درباره اینکه نظر شیعه درباره ترجمه قرآن چیست. ایشان گفت من یک صفحه مطلب پیدا نکردم، اما در مصر ده-دوازده مقاله درباره ترجمه قرآن به زبانهای مختلف وجود داشت. این بود که بسیار ناراحت شدم و تصمیم گرفتم کتاب علوم قرآنی را بنویسم، چون علوم قرآنی عملاً منطق قرآن است.
مهدویراد به نقش دانشگاه در رشد مطالعات قرآنی اشاره کرد و گفت: مرحوم استاد دکتر محمدباقر حجتی رشته علوم قرآن را در دانشگاه راهاندازی کرد. در مقاطع فوقلیسانس و دکتری این رشته، رسالههای مختلف به مرحله نگارش درآمد و بحثهای علوم قرآنی باب شد. این فضا بعد وارد حوزههای علمیه هم شد. واقعاً دانشگاه خدمت بزرگی به حوزه کرد و حوزه باید قدر این را بداند. واقعیت این است که دانشگاه این فضا را باز کرد و بعد طلاب نیز وارد این عرصه شده و در بحثهای اعجاز، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، پژوهشهای خوبی انجام دادند و منتشر کردند.
نویسنده کتاب «سیر نگارشهای علوم قرآنی» در ادامه به دستاوردهای ایران در عرصه دانشنامههای قرآنی، اشاره کرد و ادامه داد: یکی از اضلاع دیگر، دانشنامههاست. ما چند دانشنامه در علوم قرآنی و مفاهیم قرآنی داریم که حقاً و انصافاً در جهان اسلام بینظیر است. دایرةالمعارف قرآن در قم ۲۲ جلدش چاپ شده و به ۵۰ جلد هم خواهد رسید و این دایرةالمعارف نه در جهان اسلام نظیر دارد، نه در جهان غرب. دانشنامه جهان اسلام هم که پژوهشگاه دفتر تبلیغات آن را به صورت الفبایی تدوین کرده، بسیار قابل توجه است. اما ما یک تأسف بزرگ داریم: ما ایرانیها چون فارسی مینویسیم، هیچکس از ما خبر ندارد.
وی افزود: نصر حامد ابوزید، متفکر مصری که با کتاب «مفهوم النص»اش طوفانی در جهان اسلام ایجاد کرد، تقریباً سه سال پیش از فوتش در یک مصاحبه گفت: «من باید تکبر و خودستایی عربی را کنار بگذارم و صریح بگویم که اندیشههای برادران ایرانی ما در علوم قرآنی و مطالعات اسلامی بینظیر است. اگر پیر نبودم، میرفتم فارسی یاد میگرفتم تا از اندیشههای برادران شیعه در ایران استفاده کنم.» این مصاحبه چاپ شده و پخش شده، اما همچنان هیچکس از ما خبر ندارد که ما چه نوشتهایم.
مهدویراد در توضیح این بیخبری دیگران از مصنفات شیعیان، به ذکر خاطرهای از یکی از دانشجویان اردنی خود پرداخت: دانشجویی اردنی داشتم که در تابستانی که میخواست به اردن برگردد من یک دوره «التمهید فی علوم القرآن» آیتالله معرفت و یک کتاب سهجلدی دیگر را که از تفاسیر شیعه جمعآوری شده بود، به او دادم تا به استادش عبدالفتاح الخالدی بدهد. الخالدی از نویسندگان بسیار باسواد اردنی بود، اما درباره شیعه کجفکری داشت و دو کتاب هم در نقد شیعه نوشت. وقتی آن دانشجو برگشت، گفت الخالدی وقتی کتابها را باز کرد، با تعجب پرسید: «مگر ایرانیها عربی بلدند؟» که من در پاسخ گفتم که حتی سر کلاس هم به ما دانشجویان به عربی درس میدهند. این انقطاع بین جامعه اسلامی است. با این اوصاف اما دیوارهای تعصب در کشورهای عربی بهشدت در حال شکسته شدن است.
نویسنده کتاب «تراث الشیعة القرآنی» در بخش دیگری از سخنان خود درباره انواع تفسیر اشاره کرد: «تفسیر ترتیبی» رایجترین نوع تفسیر است. تفسیر موضوعی هم داریم که سه نوع است: نوع اول تفسیر موضوعی برآمده از خود قرآن است، یعنی موضوع را از خود قرآن میگیرید و آیات مرتبط را کنار هم میگذارید. نوع دوم را شهید صدر ابداع کرد و آن این است که موضوع را از فرایند دانش بشری و برایند دانش بشری میگیرید و به قرآن عرضه میکنید و پاسخ قرآن را دریافت میکنید. مثلاً ماتریالیسم، مارکسیسم و اومانیسم همگی درباره تاریخ پاسخهایی دادهاند، اما قرآن چه میگوید؟ شهید صدر در کتاب «سنتهای تاریخی در قرآن کریم» همین کار را کرد. نوع سوم را هم عبدالله دراز حدود صد سال پیش مطرح کرد و آن این است که هر سوره یک موضوع محوری دارد.
مهدویراد با انتقاد از بیتوجهی به رقبای فکری در مطالعات اسلامی گفت: ما در حوزه و دانشگاه، یا نمیخواهیم رقیب را بشناسیم، یا اگر شناختیم، نمیخواهیم مطالعهاش کنیم. این در مطالعات اسلامی بسیار خطرناک است. مثلاً ما سالهاست که میگویند تفسیر طبری تفسیری روایی و مأثور است که به نظرم حرف یاوهای است و این تفسیر اجتهادی است. اکنون در جهان عرب حدود 20 سال است که متوجه این مطلب شده و بیش از شصت عنوان کتاب درباره طبری نوشتهاند، ولی ما همچنان همان حرف یاوه قدیمی را دوباره تکرار میکنیم.
وی در ادامه به جریانهای نوین مطالعات قرآنی در جهان عرب اشاره کرد و ادامه داد: در اردن یک جریان بسیار مهم به نام «زبان قرآن» راه افتاده است. آنها بیش از ما به حوزه زبان قرآن به معنای سنتیاش وارد شدهاند. مثلاً ما یک مسئله داریم به نام «تکرار در قرآن» و شروع میکنیم تکرار را توجیه کردن. اما در اردن میگویند قرآن تکرار ندارد، «تصریف» دارد. دو جلد کتاب درباره «بلاغت تصریف» نوشتهاند. اینها رقبای رقبای مؤمن و درست ما هستند و ما باید بدانیم که در جهان اسلام چه میگذرد. اکنون در عربستان سعودی هم مطالعات قرآنی به صورت گسترده پیگیری میشود.
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیستوششم اردیبهشت با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir آغاز به کار کرد و تا پایان روز دوشنبه چهارم خرداد (۱۴۰۵) به کار خود ادامه خواهد داد.