مرتضی برزگر در نشستی در «نهمین جشنواره بینالمللی کتاب ایروان» با اشاره به شکلگیری شیوههای غیررسمی آموزش داستاننویسی در ایران، «محفل، کارگاه و شبکه» را سه شکل اصلی «مدرسههای نامرئی» ادبی در دهههای اخیر دانست.
به گزارش روابطعمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، در حاشیه برگزاری «نهمین جشنواره بینالمللی کتاب ایروان» مرتضی برزگر، نویسنده و داستاننویس ایرانی در نشستی با دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شرقشناسی روسی-ارمنی، تاریخ آموزش داستاننویسی مدرن در ایران و نقش محافل، کارگاهها و شبکههای ادبی در پرورش نویسندگان را تشریح کرد و به «مدرسههای نامرئی» پرداخت.
مرتضی برزگر در ابتدا به بررسی تاریخ آموزش داستاننویسی در ایران پرداخت و گفت: ادبیات داستانی ایران در بخش مهمی از تاریخ خود در غیاب نهادهای رسمی آموزشی، نظامی غیررسمی و خودترمیمشونده برای آموزش و انتقال تجربه ایجاد کرده که نزدیک به هفت دهه، شکلهای مختلفی به خود گرفته است.
او با اشاره به شکلگیری انجمن ادبی صائب در اصفهان در دهه ۱۳۳۰، این جریان را یکی از نمونههای مهم شکلگیری محافل ادبی در ایران دانست و توضیح داد: شماری از نویسندگان نسل بعدی از جمله بهرام صادقی و هوشنگ گلشیری، در چنین فضاهایی امکان خواندن و نقد آثار خود را پیدا کردند.
این نویسنده با بیان اینکه «مدرسههای نامرئی» در طول تاریخ معاصر ایران سه شکل عمده داشتند، مطرح کرد: محفل، کارگاه و شبکه، سه مرحله مهم در تحول این نظام غیررسمی آموزشی بودهاند و هرکدام متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان خود، شیوه متفاوتی برای انتقال دانش و تجربه ادبی ایجاد کردهاند.
وی در ادامه به نقش محافل ادبی اصفهان و نشریههای ادبی آن دوره اشاره کرد و گفت: خواندن متن با صدای بلند، نقد آثار در جمع، داوری همقطاران، ترجمه بهعنوان تمرین سبک و ویراستاری جمعی از جمله شیوههایی بود که در این محافل به شکل غیر رسمی مورد استفاده قرار میگرفت.
او سپس با بررسی نقش هوشنگ گلشیری در گذار از «محفل» به «کارگاه»، به تجربه شکلگیری کارگاههای داستاننویسی در دهههای شصت و هفتاد پرداخت و توضیح داد: کارگاه، بسیاری از میراث محفل را حفظ کرد اما به آن ساختار، زمانبندی، سرفصل و تمرین اضافه شد.
این نامزد جایزه ادبی جلال آلاحمد یکی از مهمترین دستاوردهای کارگاه را تبدیل نوشتن از امری صرفا وابسته به استعداد، به مهارتی دارای اجزای قابل تمرین دانست و اضافه کرد: این تغییر، امکان دسترسی گروه گستردهتری از علاقهمندان به آموزش داستاننویسی را فراهم کرد. میان نسلهای مختلف داستاننویسی ایران پیوند وجود دارد و زنجیرهای از انتقال تجربه ادبی را از اصفهان و تهران تا برلین میتوان ترسیم کرد.
برزگر در ادامه، «شبکه» را سومین شکل «مدرسههای نامرئی» دانست و گفت: گسترش فضای مجازی، مهاجرت نویسندگان، آموزشهای آنلاین و تغییر شرایط نشر موجب شده است بخشی از آموزش و ارتباطات ادبی به فضای دیجیتال منتقل شود. از میان رفتن محدودیتهای جغرافیایی، دسترسی گستردهتر به دانش فنی و حضور گروههای متنوعتر در فرایند آموزش ادبی از مهمترین ویژگیهای شبکه به شمار میرود. باید نسبت به کاهش ارتباط حضوری، صبر و داوری مسئول در فضای مجازی هشدار داد.
مرتضی برزگر در پایان سخنان خود گفت: جریان آموزش داستاننویسی در ایران با وجود تغییر شکل و جابهجایی از خانه و محفل به کارگاه و سپس به فضای مجازی، در طول دههها تداوم یافته است.