داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در مجموعة حاضر 52 داستان کوتاه تحت عناوینی چون: چه وقتشناس، آفت نمره، این یعنی چه، پلکان ترقی، شکار بزرگ، رویای شیرین، شهر آرزوها، مادر، نگاه، و الهی داغ نبینید به رشتة تحریر درآمده است. در ذیل خلاصهای از «الهی داغ نبینید» بیان شده است: چند دوست با یکدیگر به پیکنیک میروند و در زیر یک درخت گردو وسایل خود را پهن میکنند. آنها با بیرون آوردن وسایل متوجه میشوند که یکی از غذاها ریخته، اما ناراحت نمیشوند؛ چرا که ظرفهای غذای دیگری دارند. پس از مدتی آنها مشغول بازی فوتبال میشوند که ناگهان توپ بازی به یکیدیگر از ظرفهای غذا برخورد میکند و آن غذا نیز پخش زمین میشود. حالا تنها غذایی که برای آنها مانده، حلیم بادمجان است. آنها زمانی که میخواهند غذا بخوردند ناگهان سوسک بالداری به داخل ظرف غذا میافتد و بدینگونه آنان دیگر غذایی برای خوردن ندارند و مات و مبهوت به سوسک و غذای داخل ظرف خیره میشوند.