داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان آمده است که دختری به نام "هستی" که عاشق "معین" بوده به اجبار خانواده به نامزدی پسری از خانوادهی پولدار درمیآید که "کامران" نام دارد. پس از چندی وضعیت خانوادگی کامران متزلزل میشود و پدرش ورشکست میگردد. کامران نیز در پی این واقعه از هستی جدا میشود. هستی پس از جدایی، مدتی را سپری میکند و با گذشت سالها، به طور اتفاقی با "معین" رو به رو میشود و.....