داستانهای اجتماعی
داستانهای اجتماعی
داستان این کتابچه ی مصور و رنگی، درباره ی سه بچه موش است که در هنگام ترس پدر خود را صدا می زنند. آنها برای پدرشان لباسی مخصوص تهیه می کنند تا در هنگام ترس، پدر خیلی زود پیش آنها بیاید. یک شب بچه موش ها با صدایی مثل خش خش از خواب می پرند و همگی داد می زنند:«بابا! بابا!» پدر بچه موش ها لباس های مخصوصش را می پوشد و به جنگ غول خیالی می رود ولی پشت سطل زباله تنها یک خارپشت می بیند وآنرا فراری مس دهد بچه موش ها که فکر می کنند پدرشان با یک غول جنگیده است به او می گویند: «تو باید ممنون لباس مخصوصت باشی. چون آن یک لباس سوپربابای واقعی است.»