داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
در این کتاب مصور و رنگی، حکایت پسر کوچولویی بازگو میشود که دوست نداشت با او مثل بچهها رفتار شود. روزی او که به همین دلیل از دست مادرش ناراحت بود از خانه خارج میشود. او در میان راه هرچیزی را که میبیند ـ چیزهایی همانند گل نرگس، قو، و آهو ـ آرزو میکند جای آن باشد. اما هربار درمییابد که آنها یا زود فانی میشوند یا بسیار در معرض خطر هستند. تا این که در پایان از این که آدم است بسیار خوشحال میشود و از آن پس به حرفهای مادرش گوش میکند و هرکاری را با اجازهی او انجام میدهد. مخاطبان کتاب، گروه سنی "ب" و "ج" هستند.