الفبا - داستان
الفبا - داستان
در جلد بیست و هشتم از مجموعهی "قصههای خانهی بیبی رعنا" گروه سنی "الف" و "ب" با حرف "م" در قالب داستان آشنا میشوند؛ در باغچهی "بیبی رعنا"، دوتا تخم، روی برگ شلغم است. تخمها همزمان میشکنند. "کرم تپلی" و "کرم کوچولو" از تخم بیرون میآیند. آنها تا یکدیگر را میبینند لبخند میزنند. این شروع دوستی کرمها است. آنها به خوبی و خوشی کنار یکدیگر زندگی میکنند. روزها میگذرد تا اینکه یکروز صدای دعوای کرمها به گوش میرسد. آنها برای این که یکدیگر را نبینند دور خودشان تار میتنند تا این که پیلههایشان درست میشود. و درون پیلههای سربسته به خواب عمیقی فرو میروند. وقتی بیدار میشوند دلشان برای یکدیگر خیلی تنگ میشود. و از این رو که با هم قهر کردهاند پشیمان میشوند. هر دو تصمیم میگیرند از پیلههایشان بیرون بیایند و آشتی کنند. اما آنها پس از بیرون آمدن با صحنهی عجیبی روبهرو میشوند. آنها باورشان نمیشود که هردو تبدیل به پروانههای زیبایی شدهاند. آنها به روی هم میخندند و میگویند: آی آشتی آشتی آشتی".