داستانهای کوتاه
داستانهای کوتاه
در داستان «گنجشکهای منتظر» میخوانیم: مادرم ملحفهها و لباسها را شسته و آنها را روی بند رخت پهن کرده است. دیگر جای خالی روی بند نیست. همیشه گنجشکها میآمدند و روی بند رخت تاببازی میکردند، اما حالا روی لبة دیوار نشستهاند و به بند رخت نگاه میکنند. آنها منتظرند تا ملحفهها و لباسها خشک شوند و مادر آنها را از روی تابشان بردارد. مجموعة حاضر دربرگیرندة داستانهای کوتاه با عنوانهای مانند خانم انگوری، خدا از ما مواظبت میکند، یک صورت قرمز، من و پرستوها و... است که برای کودکان گروه سنی «ب» تهیه شده است.