داستانهای اجتماعی
داستانهای اجتماعی
"سارا سام" همواره به خواهرش "تارا" که یازده ماه و یازده روز از او بزرگتر است حسادت میورزد. او آرزو دارد که نامش تارا و همچنین از لحاظ سنی از خواهرش بزرگتر باشد. نیز از این که چرا نمیتواند مانند خواهرش برای پدر چای بیاورد ناراحت است. اما تارا به رغم وی سعی میکند تا به سارا در درسهایش کمک کند و حتی به او پیشنهاد میدهد تا با خواندن کتابهای درسی سال دوم و شرکت در امتحانات نوبت شهریور کلاس دوم را جهشی بگذراند. با کمکهای تارا، سارا موفق میشود کلاس دوم را جهشی بخواند. آنها اینک هر دو در کلاس سوم دبستان و در یک کلاس درس میخوانند و سارا نیز که از خیرخواهیهای خواهرش مطلع میشود از حسادت بیجای خود دست برمیدارد.