افسانهها و قصهها
افسانهها و قصهها
حکایت شده که پادشاهی از دانشمند پیر زمان خویش خواست آرزویی کند تا وی آن را برآورد. دانشمند آرزو کرد که پادشاه کاسة او را پر از سکة طلا کند. اما هرچه شاه در کاسه بیشتر سکه میریخت، آن خالیتر شد. مرد پیر در توضیح این مسئله خطاب به پادشاه گفت: «این کاسة معمولی نیست. بلکه راز قلب بشر را در خود نهفته دارد. این کاسه شبیه قلب افرادی است که هیچگاه راضی نمیشوند. انسان هرچه بیشتر داشته باشد، آرزوی مالکیتش هم افزایش مییابد و هرگز قادر نخواهد بود کاسة طمع خود را پر کند. حکایت مذکور اولین داستان از مجموعة حاضر است که 100 داستان و حکایت حکیمانه از سرزمینهای گوناگون را دربردارد و از آن جمله میتوان موسیقی؛ بهشت و دوزخ؛ حمایت؛ دوراندیش؛ نخستین گام؛ زندگی جاودان؛ توکل به خدا؛ دوستان خوب؛ و پیشداوری را نام برد.