افسانهها و قصهها
افسانهها و قصهها
«اتحاد»، داستان پدری است که برای خاتمه بخشیدن به نزاع همیشگی هفت فرزند خویش، هفت تکه چوب یکاندازه را به یکدیگر بست و از آنان خواست که آن دسته چوب را بشکند و چون هیچیک توانایی انجام این کار را نداشتند، به آنان گفت: «سرنوشت شما درست مانند این تکه چوبها است. تاز مانی که با هم متحد باشید، مانند یک دسته چوب، محکم و قوی هستید و هیچ شخصی نمیتواند به شما آسیب برساند. اما زمانی که با یکدیگر نزاع کنید و توافق نداشته باشید، وضعیت هریک از شما مشابه یک تکه چوب است که به راحتی میشکند». مجموعة حاضر، مشتمل بر 100 حکایت کوتاه حکیمانه است که از آن میان میتوان زیادهخواهی؛ عشق خداوند؛ آمادة کمک؛ شکرگزاری؛ سئوالهای ساده؛ دنیای کوچک؛ شناخت صحیح؛ و پنجره را نام برد.