داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«ميرزاده»، دختری که دلش به وصال با «ميركريم» گرم است به اجبار راهی خانه پیرمردی میشود که هیچ احساسی به او ندارد. پس از یکسال میرزاده صاحب دختری به نام «امالبنین» میشود. پیرمرد بر اثر بیماری میمیرد و امالبنین به خانه پدریاش باز میگردد. میرکریم به خواستگاری او میرود و آنها با هم ازدواج میکنند و صاحب دو فرزند به نامهای «ميرعلياكبر» و «ميرحسين» میشوند. سالها میگذرد و امالبنین که حالا دختری جوان است دلباخته پر همسایه که خطاط است میشود اما ... .