داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در سرزمین «پرشیا»، امپراتور «سوشیانت» و ملکه «سودابه» با عدالت فرمانروایی میکردند. روزی در تولد ۱۸ سالگی دخترشان، مهمانی بزرگی ترتیب دادند و فرماندهان و فرمانروایان را دعوت کردند. «خسرو» یکی از بزرگترین دشمنان سوشیانت بود و پیوسته دنبال راهی بود تا تمامی سرزمین سوشیانت را تصاحب کند. در همان مهمانی بین چهار فرمانروایی بزرگ دنیا پرشیا، چین، هند و مصر پیمان صلح و دوستی بسته شد. هر چهار فرمانروا برای نشان دادن اتحادشان شمشیرهایشان را بالا گرفتند و در همان لحظه همه شمشیرها با نیروی عجیبی به سمت هم کشیده شدند و شمشیر بزرگ درخشانی به وجود آمد که «شمشیر عدالت» نام گرفت. سپس نوک شمشیر به سمت سوشیانت اشاره کرد و همه فهمیدند که سوشیانت به عنوان امپراتور تمام دنیا انتخاب شده است. خسرو از شنیدن این خبر بسیار خشمگین شد و... .