شعر کودکان و نوجوانان
شعر کودکان و نوجوانان
گربة سفید و پشمالو خانهای نداشت. تا این که بیبی خاتون، در خانهاش به او جایی داد و نام او را «ملوس» گذاشت. ملوس در آنجا به راحتی زندگی میکرد. تا این که یک روز اتفاقی افتاد و بیبی خاتون بیمار شد. ملوس به کمک او شتافت و برادر لیلی خاتون را خبر کرد. او پس از مداوا، ملوس را برای همیشه نزد خود نگه داشت. این داستان که مخاطبان آن گروه سنی «ب» هستند در قالب شعر به چاپ رسیده است.