داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در گذشتههای خیلی دور، دو نفر دوست به همراه پنج خواهر در خانهای قدیمی در دل جنگل زندگی میکردند. هر روز آنها به کار در زمین کشاورزی و دامداری مشغول بودند. روزی گرگی به گله دام حمله میکند و دو گوسفند را زخمی میکند. علی و رضا سوار بر اسب میشوند و به دنبال گرگ وحشی میروند. گرگ که خود او نیز زخمی شده بود، لنگان لنگان نزدیک تله خرس بزرگ میرود تا علی و رضا را در آنجا به دام بیندازد. اسب از تله بزرگ رد میشود و پاهایش بدجور در تل گیر میکند و روی زمین میافتد. علی و رضا هم شروع به ناله و زاری میکنند و یکی در تلاش برای نجات است و دیگری در حال تعقیب گرگ.