داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«سالهای سکوت» یک داستان تخیلی برگرفته از شنیدهها و داستانهای گذشتههایی است که زنان حق انتخاب نداشتند و محکوم به پذیرش سرنوشتی بودند که دیگران به آنها تحمیل میکردند، کسانی که قضاوتهای نادرستشان مسیر تاریخ را دگرگون کرده و میکند. در بخشی از این داستان میخوانید: «کژاله خیلی خوشحال شد، گفت: خدا شما را نگه داره که به فکر پسر من هم بودید. نازنین خاتون، دستی بهصورت کژاله کشید و با لحن مهربانانه گفت: چندساله که تو برای هیرو زحمت میکشی و مثل فرزند خودت ازش نگهداری میکنی کاری نکردیم...».