داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
سه کوتوله به نام «غرغرو»، «شکمو» و «وروجک» در کلبهای کوچک در میان جنگل زندگی میکردند. یک روز صبح زود شکمو به دو کوتولة دیگر گفت که عسل میخواهد و از آنها خواست تا هرسه به کوهی در بالای جنگل بروند و از غاری که در آنجاست عسل بیاورند. نیز احوال خرس مهربان را که در داخل غار زندگی میکند، جویا شوند. وقتی آنها به دهانة غار رسیدند، از بالای کوه سنگ بزرگی به پایین غلتید و دهانة غار بسته شد. اما فکر وروجک و تلاش دیگران باعث شد تا این مشکل رفع شود.