داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«لیلا» به همراه خانوادهاش در یک اتاق در خانة آقای «زرگر» زندگی میکنند. مادر لیلا در کارها به خانم زرگر کمک میکند. «امیر» پسر آقای زرگر است و دوستی عمیقی بین لیلا و امیر وجود دارد که کمکم به عشقی پرشور تبدیل میشود. آقا و خانم زرگر برای نابودی این علاقه از لیلا و خانوادهاش میخواهند خانة آنها را ترک کنند، بعد از سالها دوری، امیر و لیلا به طور اتفاقی همدیگر را میبینند، و اینبار به رغم مخالفتهای خانواده، با هم ازدواج میکنند. لیلا مورد بیمهری خانوادة همسر قرار میگیرد. سالها میگذرد و آندو بعد از مرگ آقای زرگر با چهار فرزند به تهران نقل مکان میکنند. امیر بر اثر فشارهای سنگین زندگی فوت میکند. سالها بعد که لیلا دارای عروس و داماد است، راهی خانة سالمندان میشود. مادرشوهرش بعد از تلاش فراوان او را مییابد و طلب بخشش میکند، لیلا را نزد خود برده و خانهاش را به نام او میزند. اینک لیلا در ۵۷ سالگی به گذشته خویش مینگرد و قصد دارد خاطرات خود را به صورت یک کتاب در آورد.