داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«رحمان» ـ راوی داستان ـ در زمان جنگی تحمیلی برای یافتن خالهاش، که اکنون در اسارت نیروهای عراقی است، به همراه دیگر دوستانش راهی مناطق جنوب کشور میشود. آنها در حین نبرد با پسری مجروح به نام «رئوف» آشنا میشوند و او را از مرگ نجات میدهند. رئوف پس از نجات از مرگ، رحمان و دوستانش را به خانه دعوت میکند و خاطرنشان میسازد که داییاش نباید به حضور آنها در خانه پی ببرد و همین مساله شک رحمان و دیگر دوستانش را برمیانگیزد. تا این که آنها سراانجام متوجه میشوند دایی رئوف، جاسوس عراقیهاست و عملیات رزمندگان ایرانی در منطقة بستان را به عراقیها گزارش داده است. رحمان به همراه قاسم و رئوف قصد دارند تا پس از گذشتن از نیزارهای متعدد، خبر لو رفتن عملیات را به دیگر همرزمانشان بدهند و در نهایت موفق به انجام این کار میشوند. در پایان نیز جاسب، مژدة رهایی خاله طوبی از اسارت نیروهای عراقی را به رحمان میدهد. مجموعة حاضر حاوی دو داستان بلند از نویسنده درحوزة جنگ تحمیلی تحت این عناوین است. «آتش در خرمن» و «پسران جزیره».