داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«محکومین مدام»، روایت مردمانی است که در جدال با جبر تقدیر، بهای گزافی پرداختهاند و همواره در اوج بیگناهی محکوم بودهاند. در این داستان، مردی برخلاف میلش وارد ماجرای هولناکی میشود و مسیر زندگیاش تغییر میکند. در بخشی از این رمان میخوانید: «سهشنبه بود و باید کمی زودتر از روزهای دیگر از خانه خارج میشدم؛ چون امروز از ساعت ۹ صبح تا ۴ بعدازظهر در دانشگاه تدریس داشتم، وقتی از خانه خارج شدم در طول مسیر تمام افکارم غرق این موضوع بود که...».