داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
نزدیک به ششهزار سال پیش، اهریمن، چهار دیو برگزیدة خود را بر چهار گوشة سرزمین آزادگان به پادشاهی نشاند. این چهار دیو یا «اژیها» از نیازهای مردمان نیرو گرفتند و دامنة پادشاهی خود را گستردهتر کردند. سپس اهریمن سربازانی همخوی خود بر مردمان گمارد تا این پادشاهی را استوار گرداند. این سربازان «مورتها» بودند که با خلق ترس، مردم را ناتوان میکردند و بدینترتیب بر آنها غلبه میکردند. این جانوران جثهای مانند گرگ و رفتاری همچون مردم داشتند. آنها شبانه در پهنة دشت پرسه میزدند تا افراد ناتوان را بکشند. کارگزاران اژیها مردمان زیادهخواهی به نام «یاتوکها» بودند که با گرو نهادن هوشیاری و تن و جانشان نزد اژیها به بخشی از نیروهای جادویی اهریمنی دست یافتند. به جز اژیها و یاتوکها مردمانی بودند که سالیان سال در دهکدههای کوهستانی زندگی میکردند و از آسیب و ستم اژیها در امان مانده بودند، اما تصمیم گرفته بودند دیگر مردم سرزمین خود را از ستم اهریمن رهایی بخشند. این داستان برداشتی تخیلی از تاریخ ایرانزمین، نوشتههای کهن و شاهنامة گرانقدر فردوسی است.