داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان، «سیتا»، «مهسا»، «کیمیا» و «نیروانا» دوستان صمیمی و پزشک هستند. سیتا که شب گذشته را به خوبی استراحت نکرده با شیطنتهای مهسا و کیمیا مجبور میشود از خواب بیدارشده و به بیمارستان بروند. کَلکَلهای دوستانه باعث میشود تا مهسا دستش را از روی فرمان اتومبیلش بردارد و پایش را روی پدال گاز فشار دهد. کیمیا و سیتا ترسیدهاند و دائم از مهسا میخواهند که دست از دیوانگی بردارد، اما... .