داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
به نام خدایی که قلم را آفرید؛ خداوندی را شکر میگویم که توانایی نوشتن را در من قرار داد و همیشه نگاهش را ارزانیام داشته که بدون لطف و نگاهش هیچ نیستم... و این نوشتن، همیشه برایم حس دیگری از زندگی را دارد؛ کاری که همیشه آرامم میکند و این آرامش، آن قدر ادامه پیدا کرد که تبدیل به رمانی شد. کتاب پیش رویتان، اولین رمان من است. داستانش از تخیلات جذاب ذهنم نشأت گرفته است. به رنگ نیلی، برایم حکایت از قشنگی از فراز و نشیبهای زندگی دارد که حرف اصلیاش این است که؛ هیچ وقت نباید ناامید شد حتی در سیاهی مطلق!