داستانهای تخیلی موشها - داستان
داستانهای تخیلی موشها - داستان
کتاب مصوّر حاضر، داستانی تخیلی دربارة حیوانات است که برای گروه سنّی (ب) تدوین شده است. هدف از نگارش این داستان، پرهیز از قضاوت عجولانه و آموزش قدردانی از هدایای کوچک و باارزش است. در این داستان میخوانیم: پدربزرگ که تازه از سفر برگشته، برای «موشی»، «میشا»، «ماشا» و مادر و پدرشان سوغاتی آورده است. «موشی» و خواهر و برادرش فکر میکنند پدربزرگشان مانند همیشه بزرگترین سوغاتی را به «موشی» میدهد. «موشی» از این فکر به خودش میبالد، تا اینکه پدربزرگ یک سوغاتی کوچک به او میدهد. «موشی» بسیار ناراحت میشود، امّا وقتی به درخواست پدربزرگ هدیهاش را باز میکند، یک بادکنک جادویی میبیند. «موشی» بادکنک را باد میکند و با آن به آسمان و گردش در سرزمینهای اطراف میرود. او یاد میگیرد که کادوهای کوچک نیز با ارزش هستند و هیچ وقت نباید عجولانه قضاوت کرد.