داستانهای تربیتی
داستانهای تربیتی
«لیلی» دختر بدی بود. او اسباببازیهایش را خراب میکرد و به آنها اهمیتی نمیداد. یک روز مادر لیلی از خاله خواست، در این خصوص چارهای بیندیشد. خالة لیلی یک سیدی کارتون به لیلی داد که در آن ماجرای پسربچهای نشان داده میشد که مثل لیلی اسباببازیهایش را خراب میکرد و به همین دلیل همة اسباببازیها از او دور میشدند. لیلی با دیدن کارتون از کارش پشیمان شد و شب که پدر به خانه آمد، از او خواهش کرد تا اسباببازیهایش را تعمیر کند. بخشی از داستان مذکور در قالب شعر بیان شده است.