افسانههای عامه داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
افسانههای عامه داستانهای حیوانات داستانهای آموزنده
در جنگلی سرسبز شیری زندگی میکرد که خود را سلطان جنگل میخواند و هر روز یکی از حیوانات جنگل را به عنوان غذا میکشت و میخورد. همة حیوانات غمگین بودند. یک روز که قرعه به نام خرگوش باهوش افتاد توانست با حقه، شیر را درون چاه بیندازد و حیوانات جنگل را برای همیشه از شر آزارهای او رها سازد. این کتاب اقتباسی است از یکی از داستانهای «کلیله و دمنه» که در قالب شعر برای گروه سنی «ب» و «ج» به چاپ رسیده است.