داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
«ابراهیم» چندسالی بود که فارغالتحصیل شده بود و به یک شهر کوچک نقلمکان کرده بود تا بتواند کارش را در رابطه با فیلم شروع کند. او یک خانة کوچک در پایین شهر با وسایل ابتدایی زندگی برای اقامت پیدا کرده بود. او بیمار بود و موهایش ژولیده و ریشش بلند شده بود. چندسالی بود که تحت مداوا بود؛ اما پزشکان درمانی برای او نداشتند. یک روز «حاجآقا احمدی»، صاحبخانه، فردی را نزد ابراهیم فرستاد. ابراهیم فکر کرد حاجآقا احمدی دلش برای او سوخته و دکتری برایش فرستاده است، اما در واقع او کسی بود که مسئول بیرون کردن ابراهیم از آن خانه بود. این کتاب مجموعة داستانهای کوتاه با عناوینی چون تولد عشق، خاتون، قاتل بزرگ، خردل، خرید عید، توپولوف محاصره، دلقک، حافظة برتر و... است.