کتاب «اسکان در الخلیل: بنیادگرایی یهودی در شهری فلسطینی» نوشته تامارا نیومن، روایتی دسته اول از ساکنان تروریست شهرک «کریات اربع» را ارائه داده است.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، در مطالب پیشین این پرونده اشاره شد که کریات اربع، شهرکی که در جوار الخلیل و بر فراز آن احداث شده، خاستگاه سیاسی و ایدئولوژیک دو عضو فاشیست و جانی دولت فعلی رژیم صهیونیستی است و پناهگاه تروریستهای یهودی از جمله اعضای «شبکه مخفی یهودی» و «گروه کاچ». شهرکی که کشتار فلسطینیان در آن به عنوان جهاد یهودی خوانده میشود و یسرائیل کاتس از جایگاه وزارت جنگ و ایتامار بنگویر از جایگاه وزارت امنیت ملی، ایدئولوژی فاشیستی جاری در همین شهرک را در قالب قانون و اسلحه به اجرا میگذارند.
اما درباره این شهرک، تاریخچه سیاهش و روشنگری پیرامون جریانات فکری وحشیانه و غیرانسانی حاکم بر آن، هنوز متن مستقل و مفیدی به بازار نشر ایران عرضه نشده است. به همین دلیل در این مطلب به معرفی کتابی میپردازیم که ترجمه و انتشارش میتواند تا حدی کمبود منبع مطالعاتی درباره این شهرک را پوشش دهد: «Settling Hebron: Jewish Fundamentalism in a Palestinian City».
کتاب «اسکان در الخلیل: بنیادگرایی یهودی در شهری فلسطینی» نوشته تامارا نیومن (Tamara Neuman)است که به سال 2018 توسط انتشارات دانشگاه پنسیلوانیا منتشر شد. این کتاب پس از انتشار بدل شد به نخستین مردمنگاری انتقادی از شهرکنشینان «کریات اربع» و محله یهودی مجاور آن در شهر تاریخی الخلیل که یهودیان به آن «هبرون» میگویند.
نیومن که پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه دانشگاه کلمبیاست به عنوان انسانشناسی سیاسی هدف علمی از این پژوهش را با محوریت بررسی چگونگی کارکرد دین بهعنوان ایدئولوژی در این منطقه و پیوند آن با گسترش شهرکسازی و خشونت انجام داد. او مباحث خود را در 6 فصل مطرح کرده و در بخش پایانبندی نتایج تحقیق خود که پژوهش میدانی هم بخشی از آن بوده، به مخاطبان ارائه میدهد. چکیدهای از فصول کتاب به شرح زیر است:
فصل اول: «جهتگیریها» (Orientations)
در این فصل، نیومن سه گروه جمعیتی کاملاً متفاوت را معرفی میکند: شهرکنشینان ایدئولوژیک، سربازان اسرائیلی و کشاورزان فلسطینی. هر یک روایت کاملاً متفاوتی از واقعیت دارند. شهرکنشینان بر «ریشههای یهودی» در سرزمین فلسطین تأکید میکنند، سربازان بر خطراتی که این شهرکنشینان برای همنوعان خود ایجاد میکنند و کشاورزان فلسطینی از «تحمیل دوگانه» (اشغال نظامی و آزار شهرکنشینان) سخن میگویند.
فصل دوم: «میان قانونی و غیرقانونی بودن» (Between Legality and Illegality)
نیومن در این فصل به پیشینه تاریخی و نحوه شکلگیری شهرکها در «منطقه خاکستری حقوقی» اشغال نظامی میپردازد. او نشان میدهد که شهرکنشینان چگونه از مناسبتهای مذهبی یهودی (مانند عید پسح) برای تثبیت حضور اولیه خود و بازتعریف مرزهای سرزمینی استفاده کردهاند. همچنین به این نکته اشاره میکند که شهرک کریات اربع در سال 1970 تأسیس شد، در حالی که مدعیات شهرکنشینان به دوران کتاب مقدس بازمیگردد؛ این ادعا فاصله زمانی طولانی و غیبت جمعیت یهودی در منطقه را نادیده میگیرد.
فصل سوم: «مقام مادری و تصاحب ملک» (Motherhood and Property Takeover)
یکی از جالبترین بخشهای کتاب، تمرکز بر نقش زنان و بهکارگیری «مقام مادری» بهعنوان یک ایدئولوژی سیاسی است. نیومن نشان میدهد که چگونه بسیاری از زنان مذهبی و سکولار در این شهرک (و دیگر شهرکهای غیرقانونی صهیونیستها در کرانه باختری) با انتخاب خانوادههای بزرگ و سبک زندگی سنتی، به نوعی با فمینیسم سکولار مقابله میکنند و این را «بیان اصیل هویت یهودی» میدانند. این فصل نشان میدهد که چگونه حوزه خصوصی (خانواده و مادری) به ابزاری برای تصاحب زمین و بازتولید ایدئولوژی شهرکنشینی تبدیل میشود.
فصل چهارم: «فضاهای روزمره» (Spaces of the Everyday)
این فصل به تحلیل برخوردهای روزمره و خصمانه میان شهرکنشینان و فلسطینیان میپردازد. نیومن در مطالعات میدانی خود مشاهده کرد که «بیتفاوتی عاطفی» نسبت به فلسطینیان، راهبردی است که به شهرکنشینان امکان میدهد در کوچهپسکوچههای مناطق فلسطینی تردد کنند. در این فضا فلسطینیان به نقش تماشاگران ناخواستهای تقلیل مییابند که ناچارند سلطه و قدرت شهرکنشینان را در زندگی روزمره خود ببینند. حرکت و فضا به شدت برای دو گروه متفاوت تعریف شده است.
فصل پنجم: «خشونت ایدئولوژیک» (Religious Violence)
این فصل به بررسی واقعه قتلعام مسجد ابراهیم (الخلیل) در سال ۱۹۹۴ توسط باروخ گلدشتاین اختصاص دارد. نیومن با جزئیات شرح میدهد که چگونه شهرکنشینان این «دکتر خوب» (که ۲۹ نمازگزار را به خاک و خون کشید) را نه تنها به عنوان یک قهرمان، بلکه به عنوان یک «قدیس» میستایند. نیومن این رویداد را نتیجه خشونت سیستماتیک ناشی از روابط نامتقارن قدرت و بازتعریف فضای مقدس در چارچوب نظامیگری میداند. او در این فصل بحث جدی و مفیدی را مطرح و ثابت کرده که این خشونت، حاصل نادیده گرفتن کامل «دیگری» است و نبودن هرگونه محدودیت قانونی برای جلوگیری از خشونت اهالی این شهرک.
فصل ششم: «قبایل گمشده و جستجوی ریشهها» (Lost Tribes and the Quest for Origins)
در این فصل نیومن به تنوع جمعیتی کریات اربع میپردازد که شامل مهاجران یهودی از سراسر جهان است: بنی مناسه از شمال شرق هند، یهودیان اتیوپی (بتا اسرائیل)، مهاجران روسی و یهودیان متولد اسرائیل. یافته جالب توجه او این است که حضور این گروههای غیرسفید و غیرمذهبی در شهرک نه تنها منجر به پذیرش تنوع نشده که حتی شکل انحصاریتری از یهودیت شهرکنشین را تولید کرده است. او تأکید میکند که مهاجران روسی که عمدتا به دلایل اقتصادی به این منطقه آمدهاند و زندگی مذهبی ندارند، توسط ساکنان قدیمی شهرک با نگاهی منفی دیده میشوند.
نتیجهگیری: «ناآرام کردن شهرکنشینان» (Unsettling Settlers)
نیومن در پایان نتیجه میگیرد که شهرکنشینان کریات اربع با بازتفسیر متون مقدس، دستکاری تاریخ و نادیده گرفتن قوانین سکولار و بینالمللی، نوعی انحصارطلبی قومی-مذهبی ایجاد کردهاند. او نشان میدهد که چگونه این جامعه خود را «تحت محاصره» تصور میکند تا به توجیه هرگونه اقدام خشونتآمیز بپردازد. کتاب با این هشدار به پایان میرسد که استفاده ابزاری از دین برای اهداف سرزمینی بجز اینکه به بیعدالتی و خشونت علیه فلسطینیان میانجامد، جامعه اسرائیل را نیز از درون دچار شکاف و تنش میکند .
هرچند نویسنده این کتاب با توجه به خاستگاه فکری خود غیرقانونی بودن و متجاوز بودن رژیم صهیونیستی را نادیده گرفته (یا به آن اعتقادی ندارد) اما روایت عینی و جالب توجهی را از این شهرک که دو وزیر افراطی و درندهخوی کابینه نتانیاهو، از آن آمدهاند، ارائه داده است. روایتی که میتواند برای مخاطبان ایرانی نیز روشنگر باشد.
برای مطالعه دو مطلب دیگر این پرونده کلیک کنید:
یسرائیل کاتس؛ چرا این وزیر جنگ از همه پیشینیان خود وحشیتر است؟
ایتامار بنگویر؛ نمود عینی تداوم تروریسم سازمانیافته یهودی در لباس دولت