داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
راوی این داستان، فروشندهی یک مغازهی پوشاک است که ویترین خود را با طنابهای کنفی و مانکنهای مختلف تزیین کرده است. او با مشاهدهی هر یک از آنها روابط گذشتهی خود با خانمهایی را به یاد میآورد که پیشتر مشتری او بودند. اما ورود همکار جدید یعنی "سمیرا" و ترس وی از وجود طنابهای کنفی در ویترین، اتفاقاتی را موجب میشود و ...