داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«لیلا» دختر نوجوانی است که با مادر خود به تنهایی زندگی میکند. همة خواهر و برادرانش ازدواج کرده و پدرش فوت کرده است. برادرش، «منصور» مدام به آنها سر میزند و احتیاجات آنها را برآورده میکند. «سوسن» دوست صمیمی لیلاست. آنها بیشتر اوقات را در خانة یکدیگر برای کنکور درس میخوانند. در این میان «بهرام» دایی سوسن به خانة آنها میآید و بعد از مدتی لیلا و بهرام به یکدیگر علاقهمند میشوند و عقد میکنند. مدتی از عقد آنها میگذرد که بهرام به دلایلی شش سال او را ترک میکند. لیلا که او را مرده میپندارد با خاطرات او زندگی میکند تا اینکه بهرام دوباره برمیگردد و بعد از بازگو کردن دلایل ترک لیلا او را به زندگی همراه با بخشش و سعادت دعوت میکند.