صالح، پیامبر - داستان قرآن - قصهها
صالح، پیامبر - داستان قرآن - قصهها
خداوند به قوم ثمود نعمتهای فراوانی عطا کرده بود، اما آنها بتپرست بودند، حضرت صالح (ع) که مردی شریف و دانا و مهربان بود، از طرف خدای مهربان ماموریت پیدا کرد تا این که مردم را به سوی خداپرستی دعوت کند. دشمنان حضرت صالح (ع) از او درخواست معجزه کردند، حضرت صالح (ع) به امر خدای بزرگ، شتری را از دل کوه بیرون آورد و بعد به مردم گفت که شما باید آبی را که میخورید بین خودتان و این شتر تقسیم کنید. سپس به آنها گفت اگر کسی به این شتر آزار برساند یا بخواهد او را از بین ببرد، خدای یکتا او را عذاب ابدی خواهد داد. گروه بسیاری از مردم با دیدن این شتر که معجزة خداوند بود و آب کامل یک روز را میخورد، به حرفهای حضرت صالح (ع) و خدای یکتا ایمان آوردند. اما دشمنان حضرت صالح (ع) از خشم خدا نترسیدند و با حیلهای شتر را کشتند و همگی دچار عذاب الهی شده و نابود شدند. در این کتاب داستان حضرت صالح (ع) و رعد و برق آسمانی، همراه با تصاویر، برای گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.